even-handed

[ایالات متحده]/[ˈiːvənˌhænd]/
[بریتانیا]/[ˈiːvənˌhænd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. منصفانه و بی‌طرفانه؛ با رفتار یکسان با همه؛ بی‌طرف و غیر جانبدارانه در قضاوت یا عمل.
adv. به شیوه‌ای منصفانه؛ به طور یکسان.

عبارات و ترکیب‌ها

even-handed approach

رویکرد بی‌طرفانه

be even-handed

بی‌طرف باشید

even-handed justice

قضاوت بی‌طرفانه

even-handed treatment

رفتار بی‌طرفانه

even-handed decision

تصمیم بی‌طرفانه

even-handedly applied

به طور بی‌طرفانه اعمال شد

an even-handed view

دیدگاه بی‌طرفانه

even-handed referee

داور بی‌طرف

even-handed manner

روش بی‌طرفانه

even-handedness is key

بی‌طرفی کلیدی است

جملات نمونه

the judge was known for being even-handed in his rulings, ensuring fairness for all parties.

قاضی به دلیل انصاف در رای دادگاه‌ها شناخته شده بود و اطمینان حاصل می‌کرد که برای همه طرف‌ها عدالت برقرار شود.

we need an even-handed approach to the negotiations, considering everyone's concerns.

ما به یک رویکرد منصفانه در مذاکرات نیاز داریم و نگرانی‌های همه را در نظر بگیریم.

the journalist aimed for an even-handed report, presenting both sides of the story.

روزنامه‌نگار به دنبال ارائه یک گزارش بی‌طرفانه بود که هر دو طرف داستان را ارائه می‌کرد.

it's important to be even-handed when giving feedback, focusing on both strengths and weaknesses.

هنگام ارائه بازخورد مهم است که منصفانه باشید و بر نقاط قوت و ضعف تمرکز کنید.

the mediator tried to be even-handed, facilitating a compromise between the two families.

میانجی سعی کرد منصفانه باشد و زمینه‌ای را برای سازش بین دو خانواده فراهم کند.

an even-handed assessment of the situation is crucial for making informed decisions.

ارزیابی منصفانه از وضعیت برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه بسیار مهم است.

the company strives for an even-handed hiring process, avoiding any biases.

شرکت برای داشتن یک فرآیند استخدام منصفانه تلاش می‌کند و از هرگونه تبعیض اجتناب می‌کند.

he demonstrated an even-handed attitude towards all his colleagues, regardless of their position.

او با وجود موقعیتشان، با همه همکاران خود با دیدی منصفانه برخورد کرد.

the investigation required an even-handed inquiry to uncover the truth.

تحقیقات نیاز به یک بررسی منصفانه برای کشف حقیقت داشت.

even-handed leadership is essential for building trust and fostering collaboration.

رهبری منصفانه برای ایجاد اعتماد و تقویت همکاری ضروری است.

the professor's even-handed grading policy ensured fairness among the students.

سیاست نمره‌دهی منصفانه استاد، عدالت را در بین دانش‌آموزان تضمین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید