conclusive evidence
اثبات قطعی
circumstantial evidence
دلایل محمول
in evidence
در اثبات
give evidence
ارائه مدرک
empirical evidence
شواهد تجربی
strong evidence
دلایل قوی
substantial evidence
دلایل قابل توجه
on evidence
در رابطه با مدارک
material evidence
دلایل مادی
clear evidence
دلایل روشن
direct evidence
دلایل مستقیم
ample evidence
دلایل کافی
objective evidence
دلایل عینی
documentary evidence
سند قطعی
concrete evidence
اثبات قطعی
convincing evidence
دلایل قانعکننده
physical evidence
دلایل فیزیکی
clinical evidence
شواهد بالینی
anecdotal evidence
گواهی تجربی
audit evidence
سند بازرسی
The detective found crucial evidence at the crime scene.
مامور پرونده شواهد حیاتی را در صحنه جرم کشف کرد.
There is overwhelming evidence to support the theory.
شواهد زیادی برای تأیید این نظریه وجود دارد.
The witness provided valuable evidence in court.
شهود شواهد ارزشمندی را در دادگاه ارائه داد.
Forensic experts analyzed the evidence to solve the case.
متخصصان پزشکی قانونی مدارک را برای حل پرونده تجزیه و تحلیل کردند.
The lack of evidence made it difficult to convict the suspect.
نبودن مدارک باعث شد تعقیب متهم دشوار شود.
The video footage serves as evidence of the crime.
تصاویر ضبط شده ویدئویی به عنوان مدرک جرم عمل می کند.
The defense attorney presented new evidence to the jury.
وکیل مدافع مدارک جدیدی را به هیئت منصفه ارائه داد.
The prosecutor argued that the evidence was conclusive.
دادستان استدلال کرد که مدارک قطعی است.
The scientist conducted experiments to gather evidence for the hypothesis.
دانشمند آزمایشاتی را برای جمع آوری مدارک برای فرضیه انجام داد.
The DNA evidence linked the suspect to the crime scene.
مدرک DNA مظنون را به صحنه جرم مرتبط کرد.
conclusive evidence
اثبات قطعی
circumstantial evidence
دلایل محمول
in evidence
در اثبات
give evidence
ارائه مدرک
empirical evidence
شواهد تجربی
strong evidence
دلایل قوی
substantial evidence
دلایل قابل توجه
on evidence
در رابطه با مدارک
material evidence
دلایل مادی
clear evidence
دلایل روشن
direct evidence
دلایل مستقیم
ample evidence
دلایل کافی
objective evidence
دلایل عینی
documentary evidence
سند قطعی
concrete evidence
اثبات قطعی
convincing evidence
دلایل قانعکننده
physical evidence
دلایل فیزیکی
clinical evidence
شواهد بالینی
anecdotal evidence
گواهی تجربی
audit evidence
سند بازرسی
The detective found crucial evidence at the crime scene.
مامور پرونده شواهد حیاتی را در صحنه جرم کشف کرد.
There is overwhelming evidence to support the theory.
شواهد زیادی برای تأیید این نظریه وجود دارد.
The witness provided valuable evidence in court.
شهود شواهد ارزشمندی را در دادگاه ارائه داد.
Forensic experts analyzed the evidence to solve the case.
متخصصان پزشکی قانونی مدارک را برای حل پرونده تجزیه و تحلیل کردند.
The lack of evidence made it difficult to convict the suspect.
نبودن مدارک باعث شد تعقیب متهم دشوار شود.
The video footage serves as evidence of the crime.
تصاویر ضبط شده ویدئویی به عنوان مدرک جرم عمل می کند.
The defense attorney presented new evidence to the jury.
وکیل مدافع مدارک جدیدی را به هیئت منصفه ارائه داد.
The prosecutor argued that the evidence was conclusive.
دادستان استدلال کرد که مدارک قطعی است.
The scientist conducted experiments to gather evidence for the hypothesis.
دانشمند آزمایشاتی را برای جمع آوری مدارک برای فرضیه انجام داد.
The DNA evidence linked the suspect to the crime scene.
مدرک DNA مظنون را به صحنه جرم مرتبط کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید