road sign
تابلو راهنمایی
sign language
زبان اشاره
zodiac sign
نشانه زودیاک
stop sign
تابلو ایست
sign up
ثبت نام
neon sign
نئون
warning sign
نشانه هشدار دهنده
sign on
امضا کردن
sign for
برای امضا کردن
sign in
ورود
sign up for
ثبت نام برای
sign a contract
قرارداد امضا کنید
signs and wonders
معجزات
traffic sign
علامت راهنمایی رانندگی
shop sign
تابلو مغازه
star sign
نشانه تولد
sign off
خاتمه دادن
positive sign
نشانه مثبت
sign out
خروج
equal sign
علامت مساوی
a sign of the Zodiac.
یک نشانه زودیاک
no sign of life.
هیچ نشانه ای از حیات
gave the sign to begin.
نشانه شروع را داد
sign and date the document.
سند را امضا و تاریخگذاری کنید.
a halfway sign on the trail.
یک علامت میانه در مسیر.
a sign on the front gate.
تابلو روی دروازه جلویی.
there was still no sign of her.
هنوز هیچ نشانه ای از او وجود نداشت
the theft was a sign of the times.
سرقت نشانه ای از زمانها بود
sign sb. to enter
ورود شخص را نشان دهید
sign the property over.
مالکیت را به شخص دیگری واگذار کنید.
sign a bill into law.
یک قانون را به قانون تبدیل کنید.
sign a new highway.
یک بزرگراه جدید را نشان دهید
The positive sign is +.
علامت مثبت + است.
Nail the sign to the post.
نشانه را به پای میخ کنید.
Tolerance is a sign of breeding.
تحمل نشانه ای از پرورش است.
an explicit sign of trouble.
یک نشانه آشکار از مشکلات.
the external signs of ageing.
علائم بیرونی پیری
made a sign for silence;
نشانه ای برای سکوت کرد;
signs of forcible entry.
نشانههای ورود اجباری.
road sign
تابلو راهنمایی
sign language
زبان اشاره
zodiac sign
نشانه زودیاک
stop sign
تابلو ایست
sign up
ثبت نام
neon sign
نئون
warning sign
نشانه هشدار دهنده
sign on
امضا کردن
sign for
برای امضا کردن
sign in
ورود
sign up for
ثبت نام برای
sign a contract
قرارداد امضا کنید
signs and wonders
معجزات
traffic sign
علامت راهنمایی رانندگی
shop sign
تابلو مغازه
star sign
نشانه تولد
sign off
خاتمه دادن
positive sign
نشانه مثبت
sign out
خروج
equal sign
علامت مساوی
a sign of the Zodiac.
یک نشانه زودیاک
no sign of life.
هیچ نشانه ای از حیات
gave the sign to begin.
نشانه شروع را داد
sign and date the document.
سند را امضا و تاریخگذاری کنید.
a halfway sign on the trail.
یک علامت میانه در مسیر.
a sign on the front gate.
تابلو روی دروازه جلویی.
there was still no sign of her.
هنوز هیچ نشانه ای از او وجود نداشت
the theft was a sign of the times.
سرقت نشانه ای از زمانها بود
sign sb. to enter
ورود شخص را نشان دهید
sign the property over.
مالکیت را به شخص دیگری واگذار کنید.
sign a bill into law.
یک قانون را به قانون تبدیل کنید.
sign a new highway.
یک بزرگراه جدید را نشان دهید
The positive sign is +.
علامت مثبت + است.
Nail the sign to the post.
نشانه را به پای میخ کنید.
Tolerance is a sign of breeding.
تحمل نشانه ای از پرورش است.
an explicit sign of trouble.
یک نشانه آشکار از مشکلات.
the external signs of ageing.
علائم بیرونی پیری
made a sign for silence;
نشانه ای برای سکوت کرد;
signs of forcible entry.
نشانههای ورود اجباری.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید