excessiveness

[ایالات متحده]/ɪkˈsɛsɪvnəs/
[بریتانیا]/ɪkˈsɛsɪvnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت افراطی بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

excessiveness in spending

افراط در هزینه کردن

excessiveness of behavior

افراط در رفتار

excessiveness of demands

افراط در درخواست‌ها

excessiveness in criticism

افراط در انتقاد

excessiveness in emotions

افراط در احساسات

excessiveness of rules

افراط در قوانین

excessiveness in reactions

افراط در واکنش‌ها

excessiveness of details

افراط در جزئیات

excessiveness in competition

افراط در رقابت

excessiveness of expectations

افراط در انتظارات

جملات نمونه

excessiveness in spending can lead to financial problems.

افراط در هزینه کردن می‌تواند منجر به مشکلات مالی شود.

we should avoid the excessiveness of our demands.

ما باید از زیاده‌خواهی خواسته‌های خود اجتناب کنیم.

the excessiveness of his criticism was unwarranted.

افراط در انتقاد او بی‌مورد بود.

excessiveness in dieting can harm your health.

افراط در رژیم غذایی می‌تواند به سلامتی شما آسیب برساند.

the excessiveness of the decorations made the room feel cluttered.

زیاده‌روی در دکوراسیون باعث شد اتاق شلوغ به نظر برسد.

she expressed her concerns about the excessiveness of the workload.

او نگرانی خود را در مورد حجم کاری زیاد ابراز کرد.

excessiveness in behavior can lead to social issues.

افراط در رفتار می‌تواند منجر به مشکلات اجتماعی شود.

we must address the excessiveness of pollution in our city.

ما باید به مشکل آلودگی بیش از حد در شهر خود رسیدگی کنیم.

his excessiveness in spending on luxury items is concerning.

افراط او در هزینه کردن برای وسایل لوکس نگران‌کننده است.

the team discussed the excessiveness of their project requirements.

تیم در مورد بیش‌حد بودن الزامات پروژه خود بحث کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید