excises

[ایالات متحده]/ˈɛk.saɪz.ɪz/
[بریتانیا]/ˈɛk.saɪz.ɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بریدن; حذف کردن
n. مالیات بر کالاهای داخلی; مالیات مصرفی

عبارات و ترکیب‌ها

excises tax

مالیات بر مصرف

excises duties

وظایف گمرکی

excises goods

کالاها

excises fees

عوارض

excises revenue

درآمد حاصل از مالیات بر مصرف

excises regulations

مقررات مالیات بر مصرف

excises claims

ادعاها

excises policies

خط مشی ها

excises exemptions

معافیت ها

excises audits

بازرسی ها

جملات نمونه

the government excises a tax on luxury goods.

دولت مالیاتی بر کالاهای لوکس وضع می‌کند.

the new law excises certain harmful chemicals from food products.

قانون جدید مواد شیمیایی مضر خاصی را از محصولات غذایی حذف می‌کند.

she excises unnecessary details from her reports.

او جزئیات غیرضروری را از گزارش‌های خود حذف می‌کند.

the surgeon excises the tumor with precision.

جراح با دقت تومور را خارج می‌کند.

the editor excises redundant phrases to improve clarity.

ویراستار عبارات تکراری را برای بهبود وضوح حذف می‌کند.

he excises parts of the manuscript that do not fit the theme.

او قسمت‌هایی از دست‌نویس را که با موضوع مطابقت ندارند، حذف می‌کند.

the company excises outdated policies to streamline operations.

شرکت سیاست‌های قدیمی را برای ساده‌سازی عملیات حذف می‌کند.

during the meeting, she excises irrelevant topics from the agenda.

در طول جلسه، او موضوعات غیرمرتبط را از دستور کار حذف می‌کند.

the artist excises elements that distract from the main focus.

هنرمند عناصری را که حواس را از تمرکز اصلی منحرف می‌کنند، حذف می‌کند.

the software excises errors from the code automatically.

نرم‌افزار به‌طور خودکار خطاها را از کد حذف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید