excitatory

[ایالات متحده]/ɪk'saɪtət(ə)rɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحریک‌کننده، ایجاد هیجان.

عبارات و ترکیب‌ها

excitatory neurotransmitters

هم تحریک‌کننده‌های عصبی

excitatory synapse

هم سیناپس تحریک‌کننده

excitatory response

پاسخ تحریک‌آمیز

جملات نمونه

the excitatory action of these impulses.

اثر تحریک‌آمیز این پالس‌ها

The responses of respiration to hypoxia is diphase,that is respiratory excitatory at first,then respiratory depression.

پاسخ‌های تنفس به هیپوکسی دوفازی است، یعنی در ابتدا تنفس تحریک‌آمیز و سپس تنفس سرکوب‌کننده.

Leptin is one endogenous excitatory autacoid, encoded by obese gene and secreted by adipose cells.

لپتین یک اتکویید تحریکی درون‌زا است که توسط ژن چاق‌کننده رمزگذاری شده و توسط سلول‌های چربی ترشح می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید