thrilling

[ایالات متحده]/'θrɪlɪŋ/
[بریتانیا]/'θrɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایجاد هیجان; لرزیدن; استخوان‌سوز.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریthrilling

عبارات و ترکیب‌ها

thrilling experience

تجربه هیجان‌انگیز

جملات نمونه

a thrilling climax to the game.

یک اوج هیجان‌انگیز در جریان بازی.

This stadium has seen many thrilling football matches.

این استادیوم شاهد بسیاری از مسابقات فوتبال هیجان انگیز بوده است.

She gave a thrilling account of her life in the jungle.

او گزارشی هیجان‌انگیز از زندگی‌اش در جنگل ارائه داد.

The film works up to a thrilling climax.

فیلم به اوج هیجان‌انگیز پیش می‌رود.

The tiger in the cage gave a thrilling cry.

ببر در قفس فریاد هیجان‌انگیزی سر داد.

It’s thrilling to see people diving into the sea from a cliff.

دیدن مردم که از یک صخره به دریا شیرجه می‌زنند، هیجان‌انگیز است.

They depicted the thrilling situation to us in great detail.

آنها وضعیت هیجان‌انگیز را با جزئیات فراوان برای ما به تصویر کشیدند.

The thrilling semi-finals set the stage for what should be a great game.

نیمه‌نهایی‌های هیجان‌انگیز صحنه را برای آنچه که باید یک بازی بزرگ باشد، آماده می‌کند.

three goals in the last two minutes climaxed a thrilling game.

سه گل در دو دقیقه پایانی، یک بازی هیجان‌انگیز را به اوج رساند.

The match had a thrilling finale, with three goals scored in the last five minutes.

مسابقه با سه گلی که در پنج دقیقه آخر به ثمر رسید، پایانی هیجان‌انگیز داشت.

Lorne wakes up with a start, when there bursts out a thrilling vociferation in the western city, followed by a blue bolt flash through the sky without a thunderclap.

لورن با یک جهش از خواب بیدار می‌شود، زمانی که فریادهای هیجان‌انگیز از شهر غربی به گوش می‌رسد، و سپس یک جرقه آبی بدون رعد و برق از آسمان عبور می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید