exclusivism

[ایالات متحده]/ɪkˈskluːsɪvɪzəm/
[بریتانیا]/ɪkˈskluːsɪˌvɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا اعتقاد به exclusion از دیگران؛ exclusivity در زمینه‌های مذهبی

عبارات و ترکیب‌ها

cultural exclusivism

تبعیض فرهنگی

religious exclusivism

تبعیض مذهبی

national exclusivism

تبعیض ملی

economic exclusivism

تبعیض اقتصادی

political exclusivism

تبعیض سیاسی

ethnic exclusivism

تبعیض قومی

social exclusivism

تبعیض اجتماعی

intellectual exclusivism

تبعیض فکری

exclusive exclusivism

تبعیض انحصاری

group exclusivism

تبعیض گروهی

جملات نمونه

exclusivism can lead to social division.

تبعیض‌طلبی می‌تواند منجر به تفرقه اجتماعی شود.

many cultures promote a sense of exclusivism.

فرهنگ‌های بسیاری حسی از تبعیض‌طلبی را ترویج می‌کنند.

exclusivism often restricts collaboration.

تبعیض‌طلبی اغلب همکاری را محدود می‌کند.

in politics, exclusivism can create barriers.

در سیاست، تبعیض‌طلبی می‌تواند موانعی ایجاد کند.

the company's exclusivism affects its market reach.

تبعیض‌طلبی شرکت بر دامنه بازار آن تأثیر می‌گذارد.

exclusivism is a common theme in religious discussions.

تبعیض‌طلبی یک موضوع رایج در بحث‌های مذهبی است.

we should challenge the exclusivism in our communities.

ما باید تبعیض‌طلبی را در جوامع خود به چالش بکشیم.

exclusivism can hinder personal growth.

تبعیض‌طلبی می‌تواند رشد شخصی را مختل کند.

critics argue that exclusivism is harmful to society.

منتقدان استدلال می‌کنند که تبعیض‌طلبی برای جامعه مضر است.

exclusivism might limit our understanding of diversity.

ممکن است تبعیض‌طلبی درک ما از تنوع را محدود کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید