exemplars

[ایالات متحده]/ɪˈzɛmplɑːz/
[بریتانیا]/ɪˈzɛmplɑrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدل‌ها یا الگوهای چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

model exemplars

نمونه‌های مدلسازی

best exemplars

بهترین نمونه‌ها

exemplars of excellence

نمونه‌های برتری

learning exemplars

نمونه‌های آموزشی

exemplars of success

نمونه‌های موفقیت

exemplars in practice

نمونه‌های عملی

exemplars of leadership

نمونه‌های رهبری

cultural exemplars

نمونه‌های فرهنگی

exemplars of innovation

نمونه‌های نوآوری

exemplars of integrity

نمونه‌های یکپارچگی

جملات نمونه

these books serve as exemplars of modern literature.

این کتاب‌ها نمونه‌هایی از ادبیات مدرن هستند.

her achievements are exemplars of hard work and dedication.

دستاوردهای او نمونه‌هایی از تلاش و تعهد سخت است.

we should study the exemplars of successful entrepreneurs.

ما باید نمونه‌های کارآفرینان موفق را مطالعه کنیم.

the teacher used exemplars to illustrate the concepts.

معلم از نمونه‌ها برای نشان دادن مفاهیم استفاده کرد.

these paintings are exemplars of the artist's unique style.

این نقاشی‌ها نمونه‌هایی از سبک منحصر به فرد هنرمند هستند.

exemplars in science can inspire future generations.

نمونه‌های علمی می‌توانند الهام‌بخش نسل‌های آینده باشند.

he provided exemplars to demonstrate the method.

او نمونه‌هایی برای نشان دادن روش ارائه کرد.

we need exemplars to guide our project development.

ما به نمونه‌هایی برای هدایت توسعه پروژه خود نیاز داریم.

her performance was an exemplar of excellence.

عملکرد او نمونه‌ای از برتری بود.

exemplars of good writing can help improve your skills.

نمونه‌های خوب نوشتاری می‌توانند به بهبود مهارت‌های شما کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید