model exemplars
نمونههای مدلسازی
best exemplars
بهترین نمونهها
exemplars of excellence
نمونههای برتری
learning exemplars
نمونههای آموزشی
exemplars of success
نمونههای موفقیت
exemplars in practice
نمونههای عملی
exemplars of leadership
نمونههای رهبری
cultural exemplars
نمونههای فرهنگی
exemplars of innovation
نمونههای نوآوری
exemplars of integrity
نمونههای یکپارچگی
these books serve as exemplars of modern literature.
این کتابها نمونههایی از ادبیات مدرن هستند.
her achievements are exemplars of hard work and dedication.
دستاوردهای او نمونههایی از تلاش و تعهد سخت است.
we should study the exemplars of successful entrepreneurs.
ما باید نمونههای کارآفرینان موفق را مطالعه کنیم.
the teacher used exemplars to illustrate the concepts.
معلم از نمونهها برای نشان دادن مفاهیم استفاده کرد.
these paintings are exemplars of the artist's unique style.
این نقاشیها نمونههایی از سبک منحصر به فرد هنرمند هستند.
exemplars in science can inspire future generations.
نمونههای علمی میتوانند الهامبخش نسلهای آینده باشند.
he provided exemplars to demonstrate the method.
او نمونههایی برای نشان دادن روش ارائه کرد.
we need exemplars to guide our project development.
ما به نمونههایی برای هدایت توسعه پروژه خود نیاز داریم.
her performance was an exemplar of excellence.
عملکرد او نمونهای از برتری بود.
exemplars of good writing can help improve your skills.
نمونههای خوب نوشتاری میتوانند به بهبود مهارتهای شما کمک کنند.
model exemplars
نمونههای مدلسازی
best exemplars
بهترین نمونهها
exemplars of excellence
نمونههای برتری
learning exemplars
نمونههای آموزشی
exemplars of success
نمونههای موفقیت
exemplars in practice
نمونههای عملی
exemplars of leadership
نمونههای رهبری
cultural exemplars
نمونههای فرهنگی
exemplars of innovation
نمونههای نوآوری
exemplars of integrity
نمونههای یکپارچگی
these books serve as exemplars of modern literature.
این کتابها نمونههایی از ادبیات مدرن هستند.
her achievements are exemplars of hard work and dedication.
دستاوردهای او نمونههایی از تلاش و تعهد سخت است.
we should study the exemplars of successful entrepreneurs.
ما باید نمونههای کارآفرینان موفق را مطالعه کنیم.
the teacher used exemplars to illustrate the concepts.
معلم از نمونهها برای نشان دادن مفاهیم استفاده کرد.
these paintings are exemplars of the artist's unique style.
این نقاشیها نمونههایی از سبک منحصر به فرد هنرمند هستند.
exemplars in science can inspire future generations.
نمونههای علمی میتوانند الهامبخش نسلهای آینده باشند.
he provided exemplars to demonstrate the method.
او نمونههایی برای نشان دادن روش ارائه کرد.
we need exemplars to guide our project development.
ما به نمونههایی برای هدایت توسعه پروژه خود نیاز داریم.
her performance was an exemplar of excellence.
عملکرد او نمونهای از برتری بود.
exemplars of good writing can help improve your skills.
نمونههای خوب نوشتاری میتوانند به بهبود مهارتهای شما کمک کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید