exfoliate

[ایالات متحده]/ɪks'fəʊlɪeɪt/
[بریتانیا]/ɛks'folɪet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پوسته پوسته شدن، باعث شود که فلس‌ها جدا شوند.
Word Forms
زمان گذشتهexfoliated
قسمت سوم فعلexfoliated
شکل سوم شخص مفردexfoliates
صفت یا فعل حال استمراریexfoliating

جملات نمونه

the bark exfoliates in papery flakes.

پوست به صورت لکه‌های نازک و کاغذی پوسته‌پ پوسته‌ می‌شود.

salt solutions exfoliate rocks on evaporating.

راه حل های نمکی سنگ ها را در هنگام تبخیر لایه برداری می کنند.

exfoliate your legs to get rid of dead skin.

برای از بین بردن پوست مرده، پاها را لایه برداری کنید.

This is a conventional beauty remedy and also a very secretive anti oxidant concept. It contains Bromelin and Papaine to help exfoliate dead cells from the skin.

این یک درمان زیبایی سنتی و همچنین یک مفهوم آنتی اکسیدان بسیار محرمانه است. حاوی بروملین و پاپائین برای کمک به لایه برداری سلول های مرده از پوست است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید