renewal
تمدید
renew a contract; renew a magazine subscription.
تمدید قرارداد؛ تمدید اشتراک مجله.
renew the heart and mind
بازسازی قلب و ذهن
renew a stock of goods
تجدید یک موجودی از کالاها
to renew one's library ticket
برای تمدید بلیط کتابخانه
It's impossible to renew one's youth.
بازگرداندن جوانی غیرممکن است.
I must renew the book.
من باید کتاب را تمدید کنم.
renew an old friendship; renewed the argument.
تجدید یک دوستی قدیمی؛ بحث را تمدید کرد.
there is renewed buoyancy in the demand for steel.
در تقاضا برای فولاد، بار دیگر افزایش قابل توجهی وجود دارد.
renew one's old friendship with
تازه کردن دوستی قدیمی با
a coat renewed in places
روپوشی که در برخی مکان ها تجدید شده است
renew one's subscription to China Daily
تمدید اشتراک خود در China Daily
renewed the antique chair.
صندلی عتیقه را تمدید کرد.
renewed the water in the humidifier.
آب رطوبتساز را تمدید کرد.
I renewed my acquaintance with Herbert.
من آشنایی خود را با هربرت از سر گرفتم.
for him the visit was a goad to renewed effort.
برای او، بازدید یک عامل تشویشی برای تلاش مجدد بود.
the parents renewed their campaign to save the school.
والدین کمپین خود را برای نجات مدرسه تمدید کردند.
he had renewed an acquaintance with MacAlister.
او دوباره با مک آلستر آشنا شده بود.
renewal
تمدید
renew a contract; renew a magazine subscription.
تمدید قرارداد؛ تمدید اشتراک مجله.
renew the heart and mind
بازسازی قلب و ذهن
renew a stock of goods
تجدید یک موجودی از کالاها
to renew one's library ticket
برای تمدید بلیط کتابخانه
It's impossible to renew one's youth.
بازگرداندن جوانی غیرممکن است.
I must renew the book.
من باید کتاب را تمدید کنم.
renew an old friendship; renewed the argument.
تجدید یک دوستی قدیمی؛ بحث را تمدید کرد.
there is renewed buoyancy in the demand for steel.
در تقاضا برای فولاد، بار دیگر افزایش قابل توجهی وجود دارد.
renew one's old friendship with
تازه کردن دوستی قدیمی با
a coat renewed in places
روپوشی که در برخی مکان ها تجدید شده است
renew one's subscription to China Daily
تمدید اشتراک خود در China Daily
renewed the antique chair.
صندلی عتیقه را تمدید کرد.
renewed the water in the humidifier.
آب رطوبتساز را تمدید کرد.
I renewed my acquaintance with Herbert.
من آشنایی خود را با هربرت از سر گرفتم.
for him the visit was a goad to renewed effort.
برای او، بازدید یک عامل تشویشی برای تلاش مجدد بود.
the parents renewed their campaign to save the school.
والدین کمپین خود را برای نجات مدرسه تمدید کردند.
he had renewed an acquaintance with MacAlister.
او دوباره با مک آلستر آشنا شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید