| جمع | exonerations |
legal exoneration
برائت قانونی
full exoneration
برائت کامل
exoneration process
فرآیند برائت
exoneration hearing
جلسه رسیدگی به برائت
posthumous exoneration
برائت پس از مرگ
exoneration claim
ادعای برائت
exoneration application
درخواست برائت
exoneration ruling
حکم برائت
exoneration letter
نامه برائت
exoneration appeal
کفایت دادخواست برائت
the lawyer sought exoneration for his client.
وکیل به دنبال تبرئه شدن از موکل خود بود.
her exoneration came after new evidence was discovered.
تبرئه شدن او پس از کشف مدارک جدید اتفاق افتاد.
the exoneration process can be lengthy and complicated.
فرآیند تبرئه شدن می تواند طولانی و پیچیده باشد.
he felt a sense of relief after his exoneration.
او بعد از تبرئه شدنش احساس رهایی کرد.
the court's decision led to her exoneration.
تصمیم دادگاه منجر به تبرئه شدن او شد.
exoneration can restore a person's reputation.
تبرئه شدن می تواند شهرت یک فرد را بازیابی کند.
they worked tirelessly for his exoneration.
آنها برای تبرئه شدن او بی وقفه تلاش کردند.
exoneration is often sought in wrongful conviction cases.
تبرئه شدن اغلب در موارد محکومیت ناعادلانه مورد جستجو قرار می گیرد.
the community rallied for his exoneration.
جامعه برای تبرئه شدن او متحد شد.
her exoneration was celebrated by her family and friends.
تبرئه شدن او توسط خانواده و دوستانش جشن گرفته شد.
legal exoneration
برائت قانونی
full exoneration
برائت کامل
exoneration process
فرآیند برائت
exoneration hearing
جلسه رسیدگی به برائت
posthumous exoneration
برائت پس از مرگ
exoneration claim
ادعای برائت
exoneration application
درخواست برائت
exoneration ruling
حکم برائت
exoneration letter
نامه برائت
exoneration appeal
کفایت دادخواست برائت
the lawyer sought exoneration for his client.
وکیل به دنبال تبرئه شدن از موکل خود بود.
her exoneration came after new evidence was discovered.
تبرئه شدن او پس از کشف مدارک جدید اتفاق افتاد.
the exoneration process can be lengthy and complicated.
فرآیند تبرئه شدن می تواند طولانی و پیچیده باشد.
he felt a sense of relief after his exoneration.
او بعد از تبرئه شدنش احساس رهایی کرد.
the court's decision led to her exoneration.
تصمیم دادگاه منجر به تبرئه شدن او شد.
exoneration can restore a person's reputation.
تبرئه شدن می تواند شهرت یک فرد را بازیابی کند.
they worked tirelessly for his exoneration.
آنها برای تبرئه شدن او بی وقفه تلاش کردند.
exoneration is often sought in wrongful conviction cases.
تبرئه شدن اغلب در موارد محکومیت ناعادلانه مورد جستجو قرار می گیرد.
the community rallied for his exoneration.
جامعه برای تبرئه شدن او متحد شد.
her exoneration was celebrated by her family and friends.
تبرئه شدن او توسط خانواده و دوستانش جشن گرفته شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید