exoneration

[ایالات متحده]/ɪɡˌzɒn.əˈreɪ.ʃən/
[بریتانیا]/ɪɡˌzɑː.nəˈreɪ.ʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل آزاد کردن کسی از سرزنش یا خطا؛ وضعیت پاک شدن از سرزنش
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

legal exoneration

برائت قانونی

full exoneration

برائت کامل

exoneration process

فرآیند برائت

exoneration hearing

جلسه رسیدگی به برائت

posthumous exoneration

برائت پس از مرگ

exoneration claim

ادعای برائت

exoneration application

درخواست برائت

exoneration ruling

حکم برائت

exoneration letter

نامه برائت

exoneration appeal

کفایت دادخواست برائت

جملات نمونه

the lawyer sought exoneration for his client.

وکیل به دنبال تبرئه شدن از موکل خود بود.

her exoneration came after new evidence was discovered.

تبرئه شدن او پس از کشف مدارک جدید اتفاق افتاد.

the exoneration process can be lengthy and complicated.

فرآیند تبرئه شدن می تواند طولانی و پیچیده باشد.

he felt a sense of relief after his exoneration.

او بعد از تبرئه شدنش احساس رهایی کرد.

the court's decision led to her exoneration.

تصمیم دادگاه منجر به تبرئه شدن او شد.

exoneration can restore a person's reputation.

تبرئه شدن می تواند شهرت یک فرد را بازیابی کند.

they worked tirelessly for his exoneration.

آنها برای تبرئه شدن او بی وقفه تلاش کردند.

exoneration is often sought in wrongful conviction cases.

تبرئه شدن اغلب در موارد محکومیت ناعادلانه مورد جستجو قرار می گیرد.

the community rallied for his exoneration.

جامعه برای تبرئه شدن او متحد شد.

her exoneration was celebrated by her family and friends.

تبرئه شدن او توسط خانواده و دوستانش جشن گرفته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید