exordium

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɔːdɪəm/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɔːrdiəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آغاز یا بخش مقدمه‌ای یک گفتار یا ترکیب
Word Forms
جمعexordiums

عبارات و ترکیب‌ها

exordium of speech

مقدمه سخنرانی

exordium in writing

مقدمه در نوشتن

literary exordium

مقدمه ادبی

exordium section

بخش مقدمه

exordium example

مثال مقدمه

exordium themes

موضوعات مقدمه

exordium purpose

هدف مقدمه

exordium function

وظیفه مقدمه

exordium analysis

تجزیه و تحلیل مقدمه

exordium techniques

تکنیک های مقدمه

جملات نمونه

the exordium of the speech captured everyone's attention.

مقدمه سخنرانی توجه همه را به خود جلب کرد.

in the exordium, the speaker introduced the main topic.

در مقدمه، سخنران موضوع اصلی را معرفی کرد.

the exordium set the tone for the entire presentation.

مقدمه لحن کل ارائه را تعیین کرد.

he spent a lot of time crafting the exordium of his essay.

او زمان زیادی را صرف ساختن مقدمه مقاله خود کرد.

the exordium is crucial for engaging the audience.

مقدمه برای جلب توجه مخاطبان بسیار مهم است.

she began her lecture with a compelling exordium.

او سخنرانی خود را با مقدمه ای جذاب آغاز کرد.

the exordium included a personal story to connect with the listeners.

مقدمه شامل یک داستان شخصی برای ارتباط با شنوندگان بود.

after the exordium, the audience was eager to hear more.

پس از مقدمه، مخاطبان مشتاق شنیدن بیشتر بودند.

he learned that a strong exordium can enhance the effectiveness of a speech.

او متوجه شد که یک مقدمه قوی می تواند اثربخشی یک سخنرانی را افزایش دهد.

the author wrote an exordium that was both informative and engaging.

نویسنده مقدمه ای نوشت که هم آموزنده و هم جذاب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید