prologue

[ایالات متحده]/ˈprəʊlɒɡ/
[بریتانیا]/ˈproʊlɔːɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش مقدماتی یا سخنرانی افتتاحیه
vi. نوشتن یک بخش مقدماتی یا ارائه یک سخنرانی افتتاحیه
Word Forms
جمعprologues

جملات نمونه

the prologue to the French Revolution

پیش‌زمینه انقلاب فرانسه

the prologue to the Canterbury Tales

پیش‌گفتار داستان‌های کنتベリー

recites the prologue and epilogue

اجرای مقدمه و نتیجه‌گیری

a brief prologue detailing our hero's backstory.

پیش‌درآمدی کوتاه که داستان پس‌زمینه قهرمان ما را شرح می‌دهد.

the suppressed prologue to Women in Love.

پیش‌زمینه سرکوب‌شده رمان زنان عاشق

the events from 1945 to 1956 provided the prologue to the post-imperial era.

اتفاقات بین سال‌های 1945 تا 1956 مقدمه‌ای برای دوران پس از امپریالیسم فراهم کرد.

The Prologue is all that precedes the Parode of the chorus; an Episode all that comes in between two whole choral songs; the Exode all that follows after the last choral song.

پیش‌درآمد، همه آنچه قبل از پارود کرال می‌آید؛ یک قسمت، همه آنچه بین دو ترانه کرال کامل می‌آید؛ اکزود، همه آنچه بعد از آخرین ترانه کرال می‌آید.

نمونه‌های واقعی

I don't have time for the prologue.

من وقت کافی برای مقدمه ندارم.

منبع: American Horror Story: Season 2

So beginning today, the past is just a prologue.

بنابراین از امروز، گذشته فقط یک مقدمه است.

منبع: Gossip Girl Season 5

I'm going to do the prologue.

من می‌خواهم مقدمه را انجام دهم.

منبع: Efficient Listening Practice Plan

All dressed up and mooning around like the prologue to a suttee.

با لباس تمام و رفتارهای احمقانه مانند مقدمه یک سوزن.

منبع: The Sound and the Fury

" If past is prologue, that same strategy is likely to be central to efforts to subvert an election in the future."

"اگر گذشته مقدمه باشد، همان استراتژی احتمالاً در تلاش برای تضعیف انتخابات در آینده مرکزی خواهد بود."

منبع: New York Times

If past is prologue, Keane says, the tragedy in Parkland and the ensuing debate could spur an urgency among Americans to stock up.

اگر گذشته مقدمه باشد، کین می‌گوید، تراژدی در پارک‌لند و بحث‌های بعدی ممکن است باعث ایجاد ضرورت در بین آمریکایی‌ها برای خرید شود.

منبع: Time

He joined the party because he wanted to invite somebody to prologue his new book: " The Projectile Project" .

او به این حزب پیوست زیرا می‌خواست کسی را برای مقدمه کتاب جدیدش دعوت کند: " پروژه پرتابه ".

منبع: Pan Pan

She's the author and illustrator of a wonderful book, called " Thank you, Mr. Falker." She begins with a special introduction, a prologue.

او نویسنده و تصویرگر یک کتاب فوق العاده به نام " ممنون آقای فالکر" است. او با یک مقدمه ویژه شروع می‌کند.

منبع: Storyline Online English Stories

However, we are not here  to talk about the aftermath; we are here to talk about the prologue: how did the war start?

با این حال، ما اینجا برای صحبت در مورد عواقب نیستیم؛ ما اینجا برای صحبت در مورد مقدمه هستیم: جنگ چگونه شروع شد؟

منبع: Charming history

But all of this is just a prologue to what the next batteries are going to do.

اما همه اینها فقط مقدمه ای برای کاری است که باتری های بعدی انجام خواهند داد.

منبع: Bloomberg Insights

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید