expeditionary

[ایالات متحده]/ekspiˈdiʃənəri/
[بریتانیا]/ˌɛkspɪ'dɪʃən,ɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا طراحی شده برای عملیات نظامی که در خارج از خانه، به ویژه در یک کشور خارجی، انجام می‌شود، یا مربوط به یا طراحی شده برای سفرهای اکتشافی.

عبارات و ترکیب‌ها

military expeditionary

ماموریت نظامی

expeditionary force

نیروی اعزامی

naval expeditionary

نظامی دریایی اعزامی

expeditionary operations

عملیات اعزامی

expeditionary warfare

جنگ اعزامی

expeditionary unit

واحد اعزامی

air expeditionary

هوایی اعزامی

جملات نمونه

the British Expeditionary Force was safely ferried across the Channel.

نیروی اعزامی بریتانیایی به طور ایمن از طریق کانال منتقل شد.

Expeditionary war needs airlift, sealift, jets, helicopters, drones and other “enablers” like field hospitals.

نیازهای جنگ اکتشافی به آیرلیفت، سیلفت، جت، بالگرد، پهپاد و سایر "امکان‌سازها" مانند بیمارستان‌های صحرایی.

The expeditionary force was sent to explore the uncharted territory.

نیروی اعزامی برای بررسی قلمروهای اکتشاف نشده اعزام شد.

The soldiers embarked on an expeditionary mission to provide humanitarian aid.

سربازان در یک مأموریت بشردوستانه برای ارائه کمک‌های بشردوستانه شرکت کردند.

The military conducted expeditionary warfare in the region to combat terrorism.

ارتش برای مقابله با تروریسم، جنگ اعزامی را در منطقه انجام داد.

Efficient expeditionary logistics are crucial for the success of military operations.

تدارکات اعزامی کارآمد برای موفقیت عملیات نظامی بسیار مهم است.

The soldiers were equipped with state-of-the-art expeditionary equipment for their mission.

سربازان برای مأموریت خود با تجهیزات اعزامی پیشرفته مجهز شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید