expired

[ایالات متحده]/iks'paiəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دیگر معتبر نیست؛ قدیمی
v. به پایان رسیدن؛ به اتمام رسیدن
Word Forms
قسمت سوم فعلexpired
زمان گذشتهexpired

جملات نمونه

He expired at midnight.

او در نیمه‌شب فوت کرد.

The patient expired early this morning.

بیمار اوایل صبح فوت کرد.

The milk expired last week.

شیر هفته گذشته فاسد شد.

My driver's license has expired.

گواهینامه رانندگی من منقضی شده است.

The warranty on the product has expired.

گارانتی محصول منقضی شده است.

I need to renew my expired passport.

من باید گذرنامه منقضی شده خود را تمدید کنم.

The coupon code has expired.

کد تخفیف منقضی شده است.

The contract has expired and needs to be renewed.

قرارداد منقضی شده و نیاز به تمدید دارد.

The membership has expired, so I need to renew it.

عضویت منقضی شده است، بنابراین باید آن را تمدید کنم.

The offer expired yesterday, unfortunately.

متاسفانه پیشنهاد دیروز منقضی شد.

The subscription to the magazine has expired.

اشتراک مجله منقضی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید