expulsions

[ایالات متحده]/ɪkˈspʌlʃənz/
[بریتانیا]/ɪkˈspʌlʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مجبور کردن کسی به ترک یک مکان؛ عمل بیرون انداختن یا اخراج چیزی؛ حالت اخراج شدن از یک سازمان یا گروه؛ فرآیند تخلیه یا حذف

عبارات و ترکیب‌ها

mass expulsions

تبعیدات دسته‌جمعی

forced expulsions

تبعیدات اجباری

ethnic expulsions

تبعیدات قومی

political expulsions

تبعیدات سیاسی

recent expulsions

تبعیدات اخیر

illegal expulsions

تبعیدات غیرقانونی

massive expulsions

تبعیدات گسترده

systematic expulsions

تبعیدات سیستماتیک

violent expulsions

تبعیدات خشن

collective expulsions

تبعیدات جمعی

جملات نمونه

the school faced numerous expulsions due to misconduct.

مدرسه با مواجهه با اخراج‌های متعدد به دلیل سوء رفتار روبرو شد.

expulsions can have a lasting impact on students' futures.

اخراج‌ها می‌توانند تأثیر ماندگاری بر آینده دانش‌آموزان داشته باشند.

he was shocked by the sudden expulsions from the team.

او از اخراج‌های ناگهانی از تیم شوکه شد.

many students protested against the unfair expulsions.

بسیاری از دانش‌آموزان علیه اخراج‌های ناعادلانه اعتراض کردند.

the policy changes led to an increase in expulsions.

تغییرات سیاست منجر به افزایش اخراج‌ها شد.

expulsions are often a last resort for schools.

اخراج‌ها اغلب آخرین راه حل برای مدارس هستند.

she appealed against her expulsion from the university.

او علیه اخراج خود از دانشگاه شکایت کرد.

expulsions can disrupt the educational process significantly.

اخراج‌ها می‌توانند فرآیند آموزشی را به طور قابل توجهی مختل کنند.

the committee reviewed the cases of recent expulsions.

کمیته موارد اخراج‌های اخیر را بررسی کرد.

expulsions should be handled with care and consideration.

اخراج‌ها باید با دقت و در نظر گرفتن شرایط رسیدگی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید