deportations

[ایالات متحده]/ˌdiːpɔːˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌdiːpɔrˈteɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقدام به وادار کردن کسی به ترک یک کشور

عبارات و ترکیب‌ها

mass deportations

تبعید دسته‌جمعی

illegal deportations

تبعید غیرقانونی

forced deportations

تبعید اجباری

political deportations

تبعید سیاسی

recent deportations

تبعیدهای اخیر

deportations increase

افزایش تبعید

deportations policy

سیاست تبعید

deportations crisis

بحران تبعید

deportations debate

بحث و تبادل نظر در مورد تبعید

deportations order

دستور تبعید

جملات نمونه

the government announced new deportations this week.

دولت این هفته اخراج‌های جدیدی را اعلام کرد.

human rights groups are protesting against the deportations.

گروه‌های حقوق بشر علیه اخراج‌ها اعتراض می‌کنند.

deportations can cause family separations.

اخراج‌ها می‌توانند باعث جدایی خانواده‌ها شوند.

many immigrants fear deportations in the current climate.

بسیاری از مهاجران در شرایط فعلی از اخراج می‌ترسند.

the process of deportations can be complicated.

فرآیند اخراج می‌تواند پیچیده باشد.

legal assistance is often needed during deportations.

اغلب در طول اخراج‌ها به کمک‌های حقوقی نیاز است.

some countries have strict laws regarding deportations.

برخی از کشورها قوانین سختگیرانه‌ای در مورد اخراج دارند.

deportations have increased significantly in recent years.

اخراج‌ها در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

advocates are calling for a halt to deportations.

حمایت‌کنندگان خواستار توقف اخراج‌ها هستند.

the impact of deportations can be devastating for communities.

اثرات اخراج می‌تواند برای جوامع ویرانگر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید