extracardiac

[ایالات متحده]/ˌɛkstrəˈkɑːdɪæk/
[بریتانیا]/ˌɛkstrəˈkɑrdiæk/

ترجمه

adj. واقع در خارج از قلب

عبارات و ترکیب‌ها

extracardiac mass

توده خارج قلبی

extracardiac shunt

شونت خارج قلبی

extracardiac procedure

روش خارج قلبی

extracardiac circulation

گردش خون خارج قلبی

extracardiac structure

ساختار خارج قلبی

extracardiac anomaly

ناهنجاری خارج قلبی

extracardiac involvement

درگیری خارج قلبی

extracardiac symptoms

علائم خارج قلبی

extracardiac findings

یافته‌های خارج قلبی

extracardiac effects

اثرات خارج قلبی

جملات نمونه

the study focused on extracardiac complications in patients.

مطالعه بر روی عوارض غیر قلبی در بیماران متمرکز بود.

extracardiac manifestations can indicate underlying heart issues.

تظاهرات غیر قلبی می تواند نشان دهنده مشکلات قلبی زمینه‌ای باشد.

doctors often assess extracardiac factors during diagnosis.

پزشکان اغلب عوامل غیر قلبی را در هنگام تشخیص ارزیابی می کنند.

extracardiac procedures may be necessary for some patients.

ممکن است برخی از بیماران به روش های غیر قلبی نیاز داشته باشند.

understanding extracardiac conditions is crucial for treatment.

درک شرایط غیر قلبی برای درمان بسیار مهم است.

research on extracardiac diseases is gaining momentum.

تحقیقات در مورد بیماری های غیر قلبی در حال افزایش است.

extracardiac symptoms can often be misleading.

علائم غیر قلبی اغلب می توانند گمراه کننده باشند.

we need to explore extracardiac risk factors in detail.

ما باید عوامل خطر غیر قلبی را به طور مفصل بررسی کنیم.

extracardiac findings were significant in the clinical trial.

یافته های غیر قلبی در کارآزمایی بالینی قابل توجه بودند.

patients with extracardiac issues require special attention.

بیماران مبتلا به مشکلات غیر قلبی به توجه ویژه نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید