intracardiac

[ایالات متحده]/ˌɪntrəˈkɑːdɪæk/
[بریتانیا]/ˌɪntrəˈkɑrdiæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. درون قلب

عبارات و ترکیب‌ها

intracardiac pressure

فشار داخل قلبی

intracardiac echocardiography

اکوکاردیوگرافی داخل قلبی

intracardiac device

دستگاه داخل قلبی

intracardiac access

دسترسی داخل قلبی

intracardiac mapping

نگاشت داخل قلبی

intracardiac catheter

کاتتر داخل قلبی

intracardiac procedure

روش داخل قلبی

intracardiac injection

تزریق داخل قلبی

intracardiac shunt

شانت داخل قلبی

intracardiac rhythm

ریتم داخل قلبی

جملات نمونه

the intracardiac pressure was measured during the procedure.

فشار داخل قلبی در طول روش اندازه‌گیری شد.

intracardiac echocardiography provides valuable information.

اکوکاردیوگرافی داخل قلبی اطلاعات ارزشمندی ارائه می‌دهد.

doctors often perform intracardiac procedures to treat arrhythmias.

پزشکان اغلب برای درمان آریتمی ها، روش های داخل قلبی انجام می دهند.

intracardiac devices can help manage heart conditions.

دستگاه های داخل قلبی می توانند به مدیریت بیماری های قلبی کمک کنند.

we observed intracardiac flow patterns using advanced imaging.

ما الگوهای جریان داخل قلبی را با استفاده از تصویربرداری پیشرفته مشاهده کردیم.

complications can arise from intracardiac interventions.

عوارض می توانند از مداخلات داخل قلبی ناشی شوند.

intracardiac mapping is essential for precise ablation.

نقشه برداری داخل قلبی برای آسپیراسیون دقیق ضروری است.

patients may require intracardiac monitoring after surgery.

بیماران ممکن است پس از جراحی به نظارت داخل قلبی نیاز داشته باشند.

the study focused on intracardiac thrombus formation.

مطالعه بر روی تشکیل ترومبوز داخل قلبی متمرکز بود.

intracardiac procedures have improved significantly over the years.

روش های داخل قلبی در طول سال ها به طور قابل توجهی بهبود یافته اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید