extraneous

[ایالات متحده]/ɪkˈstreɪniəs/
[بریتانیا]/ɪkˈstreɪniəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خارجی، غیر مرتبط، نامربوط

عبارات و ترکیب‌ها

extraneous information

اطلاعات اضافی

جملات نمونه

a question extraneous to the discussion;

سوالی که به بحث مربوط نمی‌شود;

extraneous events in a story

رویدادهای اضافی در یک داستان

extraneous interference.See Synonyms at extrinsic

تداخل اضافی. برای مترادف‌ها به بخش «خارجی» مراجعه کنید

when the transmitter pack is turned off no extraneous noise is heard.

وقتی بسته فرستنده خاموش می‌شود، هیچ نویز اضافی شنیده نمی‌شود.

other insects attach extraneous objects or material to themselves.

حشرات دیگر اجسام یا مواد اضافی را به خود متصل می‌کنند.

His account of the fire accident includes a lot of extraneous details.

گزارش او از حادثه آتش‌سوزی شامل جزئیات زیادی است.

one is obliged to wade through many pages of extraneous material.

انسان مجبور است صفحات زیادی از مطالب اضافی را بخواند.

an issue extraneous to the debate. Somethingforeign is markedly different from and incompatible with the thing in question:

یک مسئله خارجی برای بحث. چیزی که به طور قابل توجهی با موضوع مورد نظر متفاوت و ناسازگار است:

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید