extraosseous

[ایالات متحده]/ˌɛkstrəʊˈɒsɪəs/
[بریتانیا]/ˌɛkstrəˈɑsiəs/

ترجمه

adj. مربوط به یا وقوع خارج از استخوان‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

extraosseous lesion

ضایعه فرا استخوانی

extraosseous mass

توده فرا استخوانی

extraosseous tissue

بافت فرا استخوانی

extraosseous involvement

درگیری فرا استخوانی

extraosseous growth

رشد فرا استخوانی

extraosseous component

اجزای فرا استخوانی

extraosseous extension

گسترش فرا استخوانی

extraosseous region

منطقه فرا استخوانی

extraosseous disease

بیماری فرا استخوانی

extraosseous pathology

پاتولوژی فرا استخوانی

جملات نمونه

the tumor was found to be extraosseous in nature.

تومور به عنوان خارج از استخوان تشخیص داده شد.

extraosseous lesions can complicate the diagnosis.

ضایعات خارج از استخوان می‌توانند تشخیص را پیچیده کنند.

doctors noted the presence of extraosseous tissue in the scan.

پزشکان وجود بافت خارج از استخوان را در اسکن مشاهده کردند.

extraosseous growths require different treatment approaches.

رشد‌های خارج از استخوان به رویکردهای درمانی متفاوت نیاز دارند.

research on extraosseous tumors is ongoing.

تحقیقات در مورد تومورهای خارج از استخوان در حال انجام است.

the extraosseous component was significant in the analysis.

بخش خارج از استخوان در تجزیه و تحلیل بسیار مهم بود.

extraosseous manifestations can indicate advanced disease.

تظاهرات خارج از استخوان می‌تواند نشان‌دهنده پیشرفت بیماری باشد.

understanding extraosseous structures is important for surgery.

درک ساختارهای خارج از استخوان برای جراحی مهم است.

extraosseous involvement can change treatment plans.

درگیری خارج از استخوان می‌تواند برنامه‌های درمانی را تغییر دهد.

clinicians should be aware of extraosseous complications.

پزشکان باید از عوارض خارج از استخوان آگاه باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید