exuding

[ایالات متحده]/ɪɡˈzjuːdɪŋ/
[بریتانیا]/ɪɡˈzudɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی خارج شدن، ترشح کردن، راز کردن؛ به طور آشکار احساسی یا کیفیتی را نشان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

exuding charm

با جاذبه بودن

exuding confidence

با اعتماد به نفس بودن

exuding warmth

گرم و صمیمی بودن

exuding elegance

با وقار و ظرافت بودن

exuding positivity

مثبت بودن

exuding energy

پر انرژی بودن

exuding style

شیک بودن

exuding creativity

خلاق بودن

exuding grace

با لطافت و خوش رفتاری بودن

exuding passion

با شور و اشتیاق بودن

جملات نمونه

the flowers are exuding a sweet fragrance.

گل‌ها عطر شیرینی را منتشر می‌کنند.

he was exuding confidence during the presentation.

او در طول ارائه، اعتماد به نفس را نشان می‌داد.

the sun was exuding warmth on a chilly day.

خورشید در یک روز سرد، گرما را منتشر می‌کرد.

her smile was exuding joy and happiness.

لبخند او شادی و خوشحالی را نشان می‌داد.

the old tree is exuding a sense of wisdom.

درخت قدیمی، حسی از خرد را منتشر می‌کرد.

the perfume she wore was exuding elegance.

عطر او، ظرافت را نشان می‌داد.

the artist's work is exuding creativity and passion.

کارهای هنرمند، خلاقیت و اشتیاق را نشان می‌داد.

the campfire was exuding warmth and comfort.

آتش‌سوزی، گرما و راحتی را منتشر می‌کرد.

his actions were exuding kindness and generosity.

رفتار او، مهربانی و سخاوت را نشان می‌داد.

the bakery was exuding the smell of fresh bread.

نانسرا بوی نان تازه را منتشر می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید