| صفت یا فعل حال استمراری | withholding |
| جمع | withholdings |
tax withholding
کاهش مالیات
information withholding
نگهداری اطلاعات
salary withholding
کاهش حقوق
withholding agent
نماینده کسر
withholding tax
مالیات کسر شده
The company is withholding information from the public.
شرکت اطلاعات را از اطلاع رسانی به مردم باز میدارد.
He is accused of withholding evidence in the case.
او به دستکاری مدارک در این پرونده متهم است.
Withholding payment is against company policy.
نگهداری از پرداخت مغایر با سیاست شرکت است.
She is withholding her true feelings.
او احساسات واقعی خود را پنهان میکند.
The government is withholding funding for the project.
دولت بودجه پروژه را باز میدارد.
They are withholding judgment until all the facts are known.
آنها تا زمانی که تمام حقایق مشخص نشود، قضاوت نمیکنند.
Withholding affection can damage a relationship.
نگهداری از محبت میتواند به یک رابطه آسیب برساند.
He is withholding his approval until further notice.
او تا اطلاع ثانوی، تایید خود را باز میدارد.
The teacher is withholding grades until the assignments are completed.
معلم نمرات را تا اتمام تکالیف باز میدارد.
Withholding taxes from employees' paychecks is a legal requirement.
نگهداری مالیات از حقوق کارمندان یک الزام قانونی است.
tax withholding
کاهش مالیات
information withholding
نگهداری اطلاعات
salary withholding
کاهش حقوق
withholding agent
نماینده کسر
withholding tax
مالیات کسر شده
The company is withholding information from the public.
شرکت اطلاعات را از اطلاع رسانی به مردم باز میدارد.
He is accused of withholding evidence in the case.
او به دستکاری مدارک در این پرونده متهم است.
Withholding payment is against company policy.
نگهداری از پرداخت مغایر با سیاست شرکت است.
She is withholding her true feelings.
او احساسات واقعی خود را پنهان میکند.
The government is withholding funding for the project.
دولت بودجه پروژه را باز میدارد.
They are withholding judgment until all the facts are known.
آنها تا زمانی که تمام حقایق مشخص نشود، قضاوت نمیکنند.
Withholding affection can damage a relationship.
نگهداری از محبت میتواند به یک رابطه آسیب برساند.
He is withholding his approval until further notice.
او تا اطلاع ثانوی، تایید خود را باز میدارد.
The teacher is withholding grades until the assignments are completed.
معلم نمرات را تا اتمام تکالیف باز میدارد.
Withholding taxes from employees' paychecks is a legal requirement.
نگهداری مالیات از حقوق کارمندان یک الزام قانونی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید