facilitations

[ایالات متحده]/fəˌsɪlɪˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/fəˌsɪlɪˈteɪʃənz/

ترجمه

n. عمل آسان‌تر کردن چیزی؛ فرآیند کمک یا یاری؛ کیفیت آسان بودن

عبارات و ترکیب‌ها

effective facilitations

تسهیلات مؤثر

group facilitations

تسهیلات گروهی

online facilitations

تسهیلات آنلاین

facilitations process

فرآیند تسهیلات

facilitations skills

مهارت‌های تسهیلات

facilitations techniques

تکنیک‌های تسهیلات

facilitations training

آموزش تسهیلات

facilitations strategies

استراتژی‌های تسهیلات

facilitations meetings

جلسات تسهیلات

facilitations support

حمایت تسهیلات

جملات نمونه

the facilitations provided by the organization helped the project succeed.

امکاناتی که سازمان ارائه داد به موفقیت پروژه کمک کرد.

we need to discuss the facilitations for the upcoming conference.

ما باید امکانات کنفرانس آینده را مورد بحث قرار دهیم.

the facilitations in place allow for smoother communication.

امکاناتی که در حال حاضر وجود دارد، امکان برقراری ارتباط روان‌تر را فراهم می‌کند.

facilitations can greatly enhance the learning experience.

امکانات می‌توانند به طور قابل توجهی تجربه یادگیری را افزایش دهند.

her role involved the facilitations of various workshops.

وظیفه او شامل تسهیل کارگاه‌های مختلف بود.

effective facilitations can lead to better teamwork.

امکانات موثر می‌تواند منجر به همکاری بهتر شود.

they implemented several facilitations to improve productivity.

آنها چندین امکان را برای بهبود بهره‌وری اجرا کردند.

facilitations are essential for successful negotiations.

امکانات برای مذاکرات موفق ضروری هستند.

the facilitations offered by the venue were impressive.

امکاناتی که توسط محل ارائه شده بود، چشمگیر بود.

we should evaluate the facilitations available for the event.

ما باید امکانات موجود برای رویداد را ارزیابی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید