factional

[ایالات متحده]/ˈfækʃnəl /
[بریتانیا]/'fækʃnəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به جناح‌ها; مربوط به یک گروه یا حزب خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

factional conflict

درگیری‌های جناحی

factionalism

گروه‌بندی

factional dispute

اختلافات جناحی

جملات نمونه

factional divisions within the party

تقسیمات درون حزبی

In the Valley of Elah features real live fetterine of the Irap war plan factional characters who give voice to reasons for supporting the effort.

فیلم دره الیاح دارای شخصیت‌های واقعی و زنده از طرح جنگی فراپلان است که به دلایل حمایت از تلاش‌ها صدای خود را به گوش می‌رسانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید