faithfulnesses

[ایالات متحده]/ˈfeɪθfəl.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈfeɪθfəl.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت وفادار یا باوفا بودن؛ کیفیت درست به کلام یا تعهدات خود بودن؛ وضعیت دقیق یا صحیح بودن

عبارات و ترکیب‌ها

faithfulnesses matter

وفاداری‌ها مهم هستند

faithfulnesses count

وفاداری‌ها مهم هستند

faithfulnesses first

وفاداری‌ها اول هستند

faithfulnesses tested

وفاداری‌ها آزمایش شده‌اند

faithfulnesses rewarded

وفاداری‌ها پاداش داده شده‌اند

faithfulnesses cherished

وفاداری‌ها مورد توجه هستند

faithfulnesses valued

وفاداری‌ها ارزشمند هستند

faithfulnesses explored

وفاداری‌ها مورد بررسی قرار گرفته‌اند

faithfulnesses upheld

وفاداری‌ها حفظ شده‌اند

faithfulnesses celebrated

وفاداری‌ها جشن گرفته می‌شوند

جملات نمونه

his faithfulnesses to his friends are commendable.

وفاداری او به دوستانش قابل تحسین است.

faithfulnesses in relationships are essential for trust.

وفاداری در روابط برای اعتماد ضروری است.

the faithfulnesses of a dog are often celebrated.

وفاداری یک سگ اغلب مورد تحسین قرار می گیرد.

she values the faithfulnesses of her team members.

او به وفاداری اعضای تیم خود ارزش می دهد.

his multiple faithfulnesses to different causes can be confusing.

وفاداری چندگانه او به اهداف مختلف می تواند گیج کننده باشد.

faithfulnesses are tested during challenging times.

وفاداری در زمان های چالش برانگیز آزمایش می شود.

they spoke about the faithfulnesses required in marriage.

آنها در مورد وفاداری مورد نیاز در ازدواج صحبت کردند.

faithfulnesses to one's principles can lead to success.

وفاداری به اصول خود می تواند منجر به موفقیت شود.

he showed his faithfulnesses through his actions.

او وفاداری خود را از طریق اعمال خود نشان داد.

her faithfulnesses to her family are unwavering.

وفاداری او به خانواده اش سست و محکم نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید