betrayal

[ایالات متحده]/bɪˈtreɪəl/
[بریتانیا]/bɪˈtreɪəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خیانت; ناامیدی; افشا.
Word Forms
جمعbetrayals

جملات نمونه

Cheryl's betrayal had bitten deep.

خیانت چریل عمیقاً اثر گذاشته بود.

He was aware of sharp disappointment and betrayal.

او از ناامیدی و خیانت شدید آگاه بود.

they were manoeuvring him into a betrayal of his countryman.

آنها داشتند او را به گونه‌ای دستکاری می‌کردند که به خیانت نسبت به هموطن خود دست بزند.

His defection to the other side was the ultimate betrayal.

پیوستنش به آن طرف، نهایت خیانت بود.

She was jolted by the betrayal of her trusted friend.

او با خیانت دوست مورد اعتمادش شوکه شد.

His suicide is the latest chapter in this terrible saga of greed and betrayal.

خودکشی او آخرین فصل از این داستان وحشتناک طمع و خیانت است.

Wong Yerk See, angered at their betrayal, crippled the legs of his remaining students (Luk Sing Fung, Kook Ling Fung, Fung Mak Fung).

وونگ یرک سی، که از خیانت آنها خشمگین بود، توانایی راه رفتن دانشجویان باقی مانده‌اش (لوک سینگ فونگ، کوک لینگ فونگ، فونگ مک فونگ) را از بین برد.

نمونه‌های واقعی

Anything less than full honesty is a betrayal.

هر چیزی کمتر از صداقت کامل، یک خیانت است.

منبع: Deadly Women

But the young people are starting to understand your betrayal.

اما جوانان شروع به درک خیانت شما کرده اند.

منبع: United Nations Youth Speech

He says sexual harassment and sexual assault in the military are profound betrayal.

او می گوید آزار و اذیت و تجاوز جنسی در ارتش یک خیانت عمیق است.

منبع: NPR News May 2013 Compilation

It was a betrayal. And it was unfair.

این یک خیانت بود. و منصفانه نبود.

منبع: Super Girl Season 2 S02

It means the betrayal of our past, the squandering of our freedom.

این به معنای خیانت به گذشته ما و هدر دادن آزادی ما است.

منبع: Conservative speeches

Do you feel that any lie is a betrayal?

آیا احساس می کنید هر دروغی خیانت است؟

منبع: Sleepless in Seattle Original Soundtrack

It was a life and death betrayal of the American people.

این یک خیانت جان و زندگی به مردم آمریکا بود.

منبع: VOA Standard English_Americas

This is widely considered one of the biggest anime betrayals in evolutionary history.

این به طور گسترده به عنوان یکی از بزرگترین خیانت های انیمه در تاریخ تکاملی در نظر گرفته می شود.

منبع: Kurzgesagt science animation

But even by the standards of the day it was a stunning betrayal.

اما حتی با توجه به استانداردهای آن روز، این یک خیانت خیره کننده بود.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

I don't believe it. This is an absolute betrayal of our friendship.

من به آن باور ندارم. این یک خیانت مطلق به دوستی ما است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید