fanatics

[ایالات متحده]/fəˈnætɪks/
[بریتانیا]/fəˈnætɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی با اشتیاق یا وفاداری شدید؛ حامیان یا پیروان متعصب

عبارات و ترکیب‌ها

sports fanatics

هواداران ورزش

music fanatics

هواداران موسیقی

movie fanatics

هواداران فیلم

food fanatics

هواداران غذا

travel fanatics

هواداران سفر

tech fanatics

هواداران فناوری

book fanatics

هواداران کتاب

fitness fanatics

هواداران تناسب اندام

art fanatics

هواداران هنر

fashion fanatics

هواداران مد

جملات نمونه

sports fanatics often attend every game of their favorite team.

طرفداران ورزش اغلب در هر مسابقه‌ای از تیم مورد علاقه خود شرکت می‌کنند.

she is a fanatics about collecting rare stamps.

او یک دیوانه جمع‌آوری تمبرهای کمیاب است.

video game fanatics spend hours immersed in their favorite titles.

دیوانگان بازی‌های ویدیویی ساعت‌ها غرق در بازی‌های مورد علاقه خود هستند.

fanatics of the band camped out for days to get tickets.

دیوانگان گروه برای گرفتن بلیط‌ها برای چند روز کمپ کردند.

many fanatics believe that their team will win the championship.

بسیاری از دیوانگان معتقدند که تیم آنها قهرمانی را به دست می‌آورد.

fanatics of the series often discuss theories online.

دیوانگان سریال اغلب تئوری‌ها را به صورت آنلاین مورد بحث قرار می‌دهند.

travel fanatics love exploring new destinations every year.

دیوانگان سفر عاشق کشف مقاصد جدید هر سال هستند.

some fanatics go to extreme lengths to support their cause.

برخی از دیوانگان برای حمایت از هدف خود به اقدامات افراطی متوسل می‌شوند.

fanatics often create fan art to express their admiration.

دیوانگان اغلب هنر طرفداران را برای ابراز تحسین خود ایجاد می‌کنند.

food fanatics are always on the lookout for the latest culinary trends.

دیوانگان غذا همیشه به دنبال آخرین روندها در آشپزی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید