passionate

[ایالات متحده]/ˈpæʃənət/
[بریتانیا]/ˈpæʃənət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان دادن [پر از] احساسات قوی، شدید، پرشور

عبارات و ترکیب‌ها

passionate love

عشق پرشور

جملات نمونه

a family of passionate personalities.

خانواده‌ای از شخصیت‌های پرشور

spoke in a passionate strain.

با لحنی پرشور صحبت کرد.

made a passionate speech

یک سخنرانی پرشور انجام داد

Anne is a passionate girl.

آن یک دختر پرشور است.

the passionate life force of the symphony.

نیروی زندگی پرشور سمفونی.

passionate pleas for help.

خواسته های پرشور برای کمک.

he's passionate about football.

او درباره فوتبال پرشور است.

a passionate speech against injustice.

یک سخنرانی پرشور علیه بی‌عدالتی.

Joe is passionate about baseball.

جو درباره بیسبال پرشور است.

we went into a passionate clinch on the sofa.

ما با اشتیاق دراز کشیدیم روی مبل.

a strong-minded and passionate man.

مردی با اراده قوی و با شور و اشتیاق.

I could see that murkily passionate gesture.

من می‌توانستم آن حرکت مبهم و پرشور را ببینم.

He is said to be the most passionate man.

گفته می‌شود که او پرشورترین مرد است.

the eager consummation that follows a long and passionate seduction.

به‌اوختتام مشتاقانه که پس از یک اغوای طولانی و پرشور دنبال می‌شود.

the electrifying effect produced by Coleridge's passionate eloquence.

اثر خیره‌کننده ناشی از سخنوری پرشور و با احساس کلریدج.

an intense young woman, passionate about her art.

یک زن جوان پرشور، که درباره هنر خود پرشور است.

a teacher who is passionate about her subject.

معلمی که درباره موضوع خود پرشور است.

she sings a version of ‘Passionate Kisses’ that's a certified snore.

او یک نسخه از 'بوسه های پرشور' می خواند که یک خرخره تایید شده است.

نمونه‌های واقعی

This mindset is what I'm personally passionate about.

این طرز فکر چیزی است که من شخصاً به آن علاقه مند و مشتاقم.

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2016 Collection

She became a passionate advocate for Alzheimer's research.

او به یک مدافع مشتاق تحقیقات آلزایمر تبدیل شد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Find out what you're habitually interested and passionate about.

کشف کنید معمولاً به چه چیزهایی علاقه مند و مشتاق هستید.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

And I think that's great for all of you passionate about fitness like myself.

و من فکر می کنم این برای همه شما که مانند من به تناسب اندام علاقه مند و مشتاق هستید عالی است.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

A loose community of activists, architects and locals passionate about their city have pitched in.

یک جامعه غیررسمی از فعالان، معماران و افراد محلی که به شهر خود علاقه مند و مشتاق هستند، کمک کرده اند.

منبع: The Guardian (Article Version)

As a country, we've just emerged from a noisy, passionate, and sometimes divisive campaign season.

به عنوان یک کشور، ما به تازگی از یک فصل انتخاباتی پر سر و صدا، پرشور و گاهی اوقات بحث برانگیز خارج شده ایم.

منبع: Obama's weekly television address.

For example, characters with red hair are typically passionate, feisty, adventurous and highly opinionated.

به عنوان مثال، شخصیت هایی که موهای قرمز دارند معمولاً پرشور، سرسخت، ماجراجو و بسیار با دیدگاه هستند.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

The First lady is incredibly passionate about this topic.

بانوی اول به طرز باورنکردنی در مورد این موضوع علاقه مند و مشتاق است.

منبع: VOA Standard May 2015 Collection

They are so passionate about the game.

آنها به طرز فوق العاده ای به این بازی علاقه مند و مشتاق هستند.

منبع: Vox opinion

Why are you so passionate about this?

چرا شما به این موضوع اینقدر علاقه مند و مشتاق هستید؟

منبع: Emma's delicious English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید