farm-fresh

[ایالات متحده]/[fɑːm frɛʃ]/
[بریتانیا]/[fɑːrm frɛʃ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تازه از مزرعه چیده شده؛ اخیراً در مزرعه تولید شده؛ مربوط به مزرعه.
adv. مستقیماً از مزرعه.

عبارات و ترکیب‌ها

farm-fresh eggs

تخم مرغ تازه مزرعه

farm-fresh produce

محصولات تازه مزرعه

farm-fresh milk

شیر تازه مزرعه

getting farm-fresh

دریافت مزرعه تازه

farm-fresh taste

طعم مزرعه تازه

truly farm-fresh

واقعا مزرعه تازه

farm-fresh food

غذاي تازه مزرعه

farm-fresh berries

توت تازه مزرعه

enjoy farm-fresh

لذت بردن از مزرعه تازه

farm-fresh butter

كره تازه مزرعه

جملات نمونه

we bought farm-fresh eggs at the local farmers market.

ما تخم مرغ تازه از مزرعه را در بازار محلی کشاورزان خریدیم.

the farm-fresh produce was bursting with flavor.

محصولات تازه مزرعه سرشار از طعم بودند.

enjoy a farm-fresh breakfast with homemade jam.

از یک صبحانه تازه مزرعه با مربای خانگی لذت ببرید.

the restaurant prides itself on using farm-fresh ingredients.

رستوران به استفاده از مواد اولیه تازه مزرعه افتخار می‌کند.

she made a delicious salad with farm-fresh greens.

او یک سالاد خوشمزه با سبزیجات تازه مزرعه درست کرد.

we delivered farm-fresh milk directly to our customers.

ما شیر تازه مزرعه را مستقیماً به مشتریان خود تحویل دادیم.

the farm-fresh berries were perfect for a pie.

توت‌های تازه مزرعه برای یک پای عالی بودند.

he loved the taste of farm-fresh corn on the cob.

او طعم ذرت تازه مزرعه را دوست داشت.

the farm-fresh vegetables were a welcome addition to the meal.

سبزیجات تازه مزرعه یک افزودنی خوشایند به غذا بودند.

we searched for farm-fresh tomatoes at the market.

ما به دنبال گوجه فرنگی تازه مزرعه در بازار بودیم.

the farm-fresh cheese was creamy and delicious.

پنیر تازه مزرعه خامه‌ای و خوشمزه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید