| جمع | farmlands |
The farmer worked tirelessly on his farmland.
کشاورز بهخاطر تلاش بیوقفه خود در مزرعهاش، سخت کوشید.
The farmland was lush and fertile, perfect for growing crops.
زمین کشاورزی سرسبز و حاصلخیز بود و برای کشت محصولات مناسب بود.
The government provided subsidies to support farmland conservation.
دولت برای حفظ زمینهای کشاورزی، یارانهای ارائه کرد.
The family owned a vast expanse of farmland in the countryside.
خانواده صاحب یک منطقه وسیع از زمینهای کشاورزی در حومه شهر بود.
The farmland was irrigated using a sophisticated system of canals.
زمین کشاورزی با استفاده از یک سیستم پیچیده کانالها آبیاری میشد.
Many farmers rely on farmland for their livelihood.
بسیاری از کشاورزان برای کسب روزی خود به زمینهای کشاورزی متکی هستند.
The farmland was passed down through generations in the family.
زمین کشاورزی در طول نسلها در خانواده به ارث رسید.
The government implemented policies to protect farmland from urbanization.
دولت سیاستهایی را برای محافظت از زمینهای کشاورزی در برابر شهرنشینی اجرا کرد.
The farmland was dotted with colorful wildflowers.
زمین کشاورزی با گلهای وحشی رنگارنگ تزئین شده بود.
The community organized a clean-up event to maintain the farmland's beauty.
جامعه یک رویداد پاکسازی برای حفظ زیبایی زمینهای کشاورزی سازماندهی کرد.
The farmer worked tirelessly on his farmland.
کشاورز بهخاطر تلاش بیوقفه خود در مزرعهاش، سخت کوشید.
The farmland was lush and fertile, perfect for growing crops.
زمین کشاورزی سرسبز و حاصلخیز بود و برای کشت محصولات مناسب بود.
The government provided subsidies to support farmland conservation.
دولت برای حفظ زمینهای کشاورزی، یارانهای ارائه کرد.
The family owned a vast expanse of farmland in the countryside.
خانواده صاحب یک منطقه وسیع از زمینهای کشاورزی در حومه شهر بود.
The farmland was irrigated using a sophisticated system of canals.
زمین کشاورزی با استفاده از یک سیستم پیچیده کانالها آبیاری میشد.
Many farmers rely on farmland for their livelihood.
بسیاری از کشاورزان برای کسب روزی خود به زمینهای کشاورزی متکی هستند.
The farmland was passed down through generations in the family.
زمین کشاورزی در طول نسلها در خانواده به ارث رسید.
The government implemented policies to protect farmland from urbanization.
دولت سیاستهایی را برای محافظت از زمینهای کشاورزی در برابر شهرنشینی اجرا کرد.
The farmland was dotted with colorful wildflowers.
زمین کشاورزی با گلهای وحشی رنگارنگ تزئین شده بود.
The community organized a clean-up event to maintain the farmland's beauty.
جامعه یک رویداد پاکسازی برای حفظ زیبایی زمینهای کشاورزی سازماندهی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید