fertile farmlands
خاک حاصلخیز
vast farmlands
زمینهای کشاورزی وسیع
rural farmlands
زمینهای کشاورزی روستایی
abandoned farmlands
زمینهای کشاورزی متروکه
organic farmlands
زمینهای کشاورزی ارگانیک
irrigated farmlands
زمینهای کشاورزی آبیاریشده
southern farmlands
زمینهای کشاورزی جنوبی
northern farmlands
زمینهای کشاورزی شمالی
local farmlands
زمینهای کشاورزی محلی
protected farmlands
زمینهای کشاورزی محافظتشده
the farmlands are rich in nutrients.
زمینهای کشاورزی سرشار از مواد مغذی هستند.
many farmers depend on their farmlands for income.
بسیاری از کشاورزان برای کسب درآمد به زمینهای کشاورزی خود متکی هستند.
farmlands play a crucial role in food production.
زمینهای کشاورزی نقش مهمی در تولید غذا ایفا میکنند.
we should protect our farmlands from pollution.
ما باید زمینهای کشاورزی خود را از آلودگی محافظت کنیم.
farmlands can be affected by climate change.
زمینهای کشاورزی میتوانند تحت تأثیر تغییرات آب و هوایی قرار گیرند.
local communities rely on farmlands for their livelihood.
جامعه محلی برای کسب روزی خود به زمینهای کشاورزی متکی است.
preserving farmlands is essential for sustainability.
حفظ زمینهای کشاورزی برای پایداری ضروری است.
farmlands provide habitats for various wildlife.
زمینهای کشاورزی زیستگاههای متنوعی برای حیات وحش فراهم میکنند.
investing in farmlands can yield long-term benefits.
سرمایهگذاری در زمینهای کشاورزی میتواند مزایای بلندمدت به همراه داشته باشد.
farmers often rotate crops on their farmlands.
کشاورزان اغلب محصولات را در زمینهای کشاورزی خود تناوب میدهند.
fertile farmlands
خاک حاصلخیز
vast farmlands
زمینهای کشاورزی وسیع
rural farmlands
زمینهای کشاورزی روستایی
abandoned farmlands
زمینهای کشاورزی متروکه
organic farmlands
زمینهای کشاورزی ارگانیک
irrigated farmlands
زمینهای کشاورزی آبیاریشده
southern farmlands
زمینهای کشاورزی جنوبی
northern farmlands
زمینهای کشاورزی شمالی
local farmlands
زمینهای کشاورزی محلی
protected farmlands
زمینهای کشاورزی محافظتشده
the farmlands are rich in nutrients.
زمینهای کشاورزی سرشار از مواد مغذی هستند.
many farmers depend on their farmlands for income.
بسیاری از کشاورزان برای کسب درآمد به زمینهای کشاورزی خود متکی هستند.
farmlands play a crucial role in food production.
زمینهای کشاورزی نقش مهمی در تولید غذا ایفا میکنند.
we should protect our farmlands from pollution.
ما باید زمینهای کشاورزی خود را از آلودگی محافظت کنیم.
farmlands can be affected by climate change.
زمینهای کشاورزی میتوانند تحت تأثیر تغییرات آب و هوایی قرار گیرند.
local communities rely on farmlands for their livelihood.
جامعه محلی برای کسب روزی خود به زمینهای کشاورزی متکی است.
preserving farmlands is essential for sustainability.
حفظ زمینهای کشاورزی برای پایداری ضروری است.
farmlands provide habitats for various wildlife.
زمینهای کشاورزی زیستگاههای متنوعی برای حیات وحش فراهم میکنند.
investing in farmlands can yield long-term benefits.
سرمایهگذاری در زمینهای کشاورزی میتواند مزایای بلندمدت به همراه داشته باشد.
farmers often rotate crops on their farmlands.
کشاورزان اغلب محصولات را در زمینهای کشاورزی خود تناوب میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید