fascias

[ایالات متحده]/ˈfeɪʃəz/
[بریتانیا]/ˈfeɪʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوارها یا نوارهای بافت همبند در بدن؛ تابلو در جلوی فروشگاه؛ بانداژ در زمینه پزشکی؛ شکل جمع فاسیا

عبارات و ترکیب‌ها

muscle fascias

فاسیای عضلانی

fascias and tendons

فاسیای همراه با تاندون‌ها

deep fascias

فاسیای عمیق

superficial fascias

فاسیای سطحی

fascias of fascia

فاسیای از فاسیای

fascias in anatomy

فاسیای در آناتومی

fascias and muscles

فاسیای همراه با عضلات

fascias and ligaments

فاسیای همراه با رباط‌ها

fascias in therapy

فاسیای در درمان

جملات نمونه

fascias play a crucial role in the structure of the building.

ناودان‌ها نقش مهمی در ساختار ساختمان ایفا می‌کنند.

we need to inspect the fascias for any signs of damage.

ما باید ناودان‌ها را برای هرگونه علائم آسیب بررسی کنیم.

the fascias of the house were recently painted.

ناودان‌های خانه اخیراً رنگ شده‌اند.

proper maintenance of fascias can prevent water damage.

نگهداری مناسب از ناودان‌ها می‌تواند از آسیب آب جلوگیری کند.

he specializes in installing new fascias on roofs.

او در نصب ناودان‌های جدید روی پشت بام‌ها تخصص دارد.

fascias can enhance the aesthetic appeal of a building.

ناودان‌ها می‌توانند جذابیت ظاهری یک ساختمان را افزایش دهند.

we are replacing the old fascias with modern materials.

ما ناودان‌های قدیمی را با مواد مدرن جایگزین می‌کنیم.

fascias should be checked regularly for maintenance.

ناودان‌ها باید به طور منظم برای نگهداری بررسی شوند.

the contractor recommended upgrading the fascias for better insulation.

پیمانکار ارتقاء ناودان‌ها برای عایق بهتر را توصیه کرد.

decorative fascias can add character to a home.

ناودان‌های تزئینی می‌توانند به یک خانه شخصیت ببخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید