fastest

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سریع‌ترین؛ سریع

جملات نمونه

Ostrich is the fastest animal on two legs.

اردک بزرگ سریع‌ترین حیوان روی دو پا است.

he was accredited with being one of the world's fastest sprinters.

او به عنوان یکی از سریع‌ترین دونده‌های جهان اعتبار داشت.

He was awarded the gold medal for being the fastest runner.

او به خاطر اینکه سریع‌ترین دونده بود، مدال طلا گرفت.

The cheetah is generally credited as the world’s fastest animal.

به طور کلی جهد آفریقایی به عنوان سریعترین حیوان جهان شناخته می شود.

He is ready now to take his place as one of the fastest swimmers in history.

او اکنون آماده است تا جایگاه خود را به عنوان یکی از سریع‌ترین شناگران در تاریخ به دست آورد.

The fastest of the recovered is Protozan after it is damaged,and the most slow is Copepoda.

سریع‌ترین موجودیت بازیابی شده، پروتوزان پس از آسیب دیدن است، و کندترین، Copepoda است.

The speed limit is the fastest speed you are allowed to drive a car at.

سرعت مجاز، حداکثر سرعتی است که مجاز به رانندگی با یک خودرو هستید.

The fastest runner set the pace and the others followed.

سریع‌ترین دونده سرعت را تعیین کرد و دیگران پیروی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید