swiftest

[ایالات متحده]/ˈswɪftɪst/
[بریتانیا]/ˈswɪftɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بالاترین درجه از سریع؛ بسیار سریع؛ ساخته شده یا اتفاق افتاده بلافاصله؛ به طور ناگهانی اتفاق افتادن

عبارات و ترکیب‌ها

swiftest runner

سریع‌ترین دو runner

swiftest response

سریع‌ترین پاسخ

swiftest way

سریع‌ترین راه

swiftest delivery

سریع‌ترین تحویل

swiftest decision

سریع‌ترین تصمیم

swiftest action

سریع‌ترین اقدام

swiftest method

سریع‌ترین روش

swiftest results

سریع‌ترین نتایج

swiftest service

سریع‌ترین خدمات

swiftest solution

سریع‌ترین راه حل

جملات نمونه

the swiftest way to learn is through practice.

سریع‌ترین راه برای یادگیری از طریق تمرین است.

the swiftest runner won the race.

سریع‌ترین دونده مسابقه را برد.

she always finds the swiftest solutions to problems.

او همیشه سریع‌ترین راه‌حل‌ها را برای مشکلات پیدا می‌کند.

the swiftest bird in the sky is the peregrine falcon.

سریع‌ترین پرنده در آسمان، شاهین شکاری است.

he is known for his swiftest responses in meetings.

او به خاطر پاسخ‌های سریعش در جلسات شناخته شده است.

in emergencies, the swiftest action can save lives.

در شرایط اضطراری، سریع‌ترین اقدام می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد.

the swiftest method of transportation is often by air.

سریع‌ترین وسیله حمل و نقل اغلب هوایی است.

she completed the project in the swiftest manner possible.

او پروژه را با سریع‌ترین روش ممکن به اتمام رساند.

to be successful, one must adapt to the swiftest changes.

برای موفقیت، باید با سریع‌ترین تغییرات سازگار شد.

the swiftest decision was made after careful consideration.

تصمیم سریع‌ترین پس از بررسی دقیق اتخاذ شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید