fat-free milk
شیر کمچرب
fat-free dessert
دسر کمچرب
fat-free option
گزینه کمچرب
fat-free yogurt
ماست کمچرب
eating fat-free
خوردن کمچرب
fat-free dressing
سس کمچرب
fat-free snacks
میانوعدههای کمچرب
fat-free recipe
دستور غذای کمچرب
fat-free margarine
مارگارین کمچرب
fat-free ice cream
آیسکریم کمچرب
i prefer fat-free milk over regular milk for its health benefits.
من شیر کمچرب را به جای شیر معمولی به دلیل فواید سلامتیاش ترجیح میدهم.
she bought a fat-free yogurt to enjoy as a light afternoon snack.
او ماست کمچرب خرید تا از آن به عنوان یک میانوعده سبک بعد از ظهر لذت ببرد.
the recipe calls for fat-free margarine to reduce the overall fat content.
دستور غذا نیاز به مارگارین کمچرب برای کاهش محتوای چربی کلی دارد.
he started a diet that included fat-free salad dressing and lean protein.
او رژیمی را شروع کرد که شامل سس سالاد کمچرب و پروتئین کمچرب بود.
many people choose fat-free ice cream as a guilt-free dessert option.
بسیاری از مردم بستنی کمچرب را به عنوان یک گزینه دسر بیگناه انتخاب میکنند.
the grocery store had a wide selection of fat-free frozen meals.
فروشگاه مواد غذایی انواع غذاهای یخزده کمچرب را داشت.
she uses fat-free cooking spray to avoid adding extra oil to her food.
او از اسپری پخت و پز کمچرب استفاده میکند تا از افزودن روغن اضافی به غذای خود اجتناب کند.
he enjoys a fat-free smoothie for breakfast every morning.
او هر صبح یک اسموتی کمچرب را برای صبحانه دوست دارد.
the label clearly stated that the product was 99% fat-free.
برچسه به وضوح بیان میکرد که محصول 99 درصد کمچرب است.
they offer a range of fat-free sauces to complement their dishes.
آنها مجموعهای از سسهای کمچرب را برای تکمیل غذاهای خود ارائه میدهند.
she made a fat-free cake for her friend's birthday party.
او یک کیک کمچرب برای تولد دوستش درست کرد.
fat-free milk
شیر کمچرب
fat-free dessert
دسر کمچرب
fat-free option
گزینه کمچرب
fat-free yogurt
ماست کمچرب
eating fat-free
خوردن کمچرب
fat-free dressing
سس کمچرب
fat-free snacks
میانوعدههای کمچرب
fat-free recipe
دستور غذای کمچرب
fat-free margarine
مارگارین کمچرب
fat-free ice cream
آیسکریم کمچرب
i prefer fat-free milk over regular milk for its health benefits.
من شیر کمچرب را به جای شیر معمولی به دلیل فواید سلامتیاش ترجیح میدهم.
she bought a fat-free yogurt to enjoy as a light afternoon snack.
او ماست کمچرب خرید تا از آن به عنوان یک میانوعده سبک بعد از ظهر لذت ببرد.
the recipe calls for fat-free margarine to reduce the overall fat content.
دستور غذا نیاز به مارگارین کمچرب برای کاهش محتوای چربی کلی دارد.
he started a diet that included fat-free salad dressing and lean protein.
او رژیمی را شروع کرد که شامل سس سالاد کمچرب و پروتئین کمچرب بود.
many people choose fat-free ice cream as a guilt-free dessert option.
بسیاری از مردم بستنی کمچرب را به عنوان یک گزینه دسر بیگناه انتخاب میکنند.
the grocery store had a wide selection of fat-free frozen meals.
فروشگاه مواد غذایی انواع غذاهای یخزده کمچرب را داشت.
she uses fat-free cooking spray to avoid adding extra oil to her food.
او از اسپری پخت و پز کمچرب استفاده میکند تا از افزودن روغن اضافی به غذای خود اجتناب کند.
he enjoys a fat-free smoothie for breakfast every morning.
او هر صبح یک اسموتی کمچرب را برای صبحانه دوست دارد.
the label clearly stated that the product was 99% fat-free.
برچسه به وضوح بیان میکرد که محصول 99 درصد کمچرب است.
they offer a range of fat-free sauces to complement their dishes.
آنها مجموعهای از سسهای کمچرب را برای تکمیل غذاهای خود ارائه میدهند.
she made a fat-free cake for her friend's birthday party.
او یک کیک کمچرب برای تولد دوستش درست کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید