high-fat diet
خوراک غنی از چربی
high-fat foods
غذاهای غنی از چربی
high-fat milk
شیر غنی از چربی
high-fat content
محتوای چربی بالا
high-fat meat
گوشت غنی از چربی
high-fat snacks
零食 غنی از چربی
high-fat spread
پخش کننده غنی از چربی
the diet included plenty of high-fat foods like avocados and nuts.
این رژیم شامل مقدار زیادی غذاهای چرب مانند موز موزه و مغز میوه بود.
studies suggest a high-fat diet can impact heart health negatively.
مطالعات نشان می دهد که یک رژیم غذایی چرب می تواند به سلامت قلب به طور منفی تأثیر بگذارد.
we chose a high-fat, low-carb meal to feel full longer.
ما یک وعده غذایی چرب و کم کربوهیدرات را انتخاب کردیم تا طولانی تر احساس اشباع کنیم.
many traditional cuisines feature high-fat ingredients and cooking methods.
بسیاری از آشپزی های سنتی از مواد چرب و روشهای پخت و پز خاصی استفاده میکنند.
the cheese was incredibly rich and high-fat, a true indulgence.
چِز بسیار غنی و چرب بود، یک واقعیت واقعی از لذتبخشی.
he prefers high-fat dairy products like full-fat milk and cream.
او به محصولات لبنی چرب مانند شیر کامل چرب و کره ترجیح میدهد.
the recipe called for a high-fat coconut milk base.
این طبخنامه از پایه شیر نانوی چرب نیاز داشت.
despite being high-fat, nuts can offer health benefits when consumed in moderation.
هرچند چرب هستند، مغز میوهها میتوانند با مصرف معتدل فایدههای سلامتی ارائه دهند.
the sauce was deliciously high-fat and creamy.
سوسیس بسیار چرب و نرم بود.
she was researching the effects of a high-fat ketogenic diet.
او به تحقیق در مورد اثرات یک رژیم غذایی کتوژنیک چرب مشغول بود.
the salmon was prepared with a high-fat lemon butter sauce.
سالمون با سوسیس لیمون و نانوی چرب آماده شد.
high-fat diet
خوراک غنی از چربی
high-fat foods
غذاهای غنی از چربی
high-fat milk
شیر غنی از چربی
high-fat content
محتوای چربی بالا
high-fat meat
گوشت غنی از چربی
high-fat snacks
零食 غنی از چربی
high-fat spread
پخش کننده غنی از چربی
the diet included plenty of high-fat foods like avocados and nuts.
این رژیم شامل مقدار زیادی غذاهای چرب مانند موز موزه و مغز میوه بود.
studies suggest a high-fat diet can impact heart health negatively.
مطالعات نشان می دهد که یک رژیم غذایی چرب می تواند به سلامت قلب به طور منفی تأثیر بگذارد.
we chose a high-fat, low-carb meal to feel full longer.
ما یک وعده غذایی چرب و کم کربوهیدرات را انتخاب کردیم تا طولانی تر احساس اشباع کنیم.
many traditional cuisines feature high-fat ingredients and cooking methods.
بسیاری از آشپزی های سنتی از مواد چرب و روشهای پخت و پز خاصی استفاده میکنند.
the cheese was incredibly rich and high-fat, a true indulgence.
چِز بسیار غنی و چرب بود، یک واقعیت واقعی از لذتبخشی.
he prefers high-fat dairy products like full-fat milk and cream.
او به محصولات لبنی چرب مانند شیر کامل چرب و کره ترجیح میدهد.
the recipe called for a high-fat coconut milk base.
این طبخنامه از پایه شیر نانوی چرب نیاز داشت.
despite being high-fat, nuts can offer health benefits when consumed in moderation.
هرچند چرب هستند، مغز میوهها میتوانند با مصرف معتدل فایدههای سلامتی ارائه دهند.
the sauce was deliciously high-fat and creamy.
سوسیس بسیار چرب و نرم بود.
she was researching the effects of a high-fat ketogenic diet.
او به تحقیق در مورد اثرات یک رژیم غذایی کتوژنیک چرب مشغول بود.
the salmon was prepared with a high-fat lemon butter sauce.
سالمون با سوسیس لیمون و نانوی چرب آماده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید