fats

[ایالات متحده]/fæts/
[بریتانیا]/fæts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوانات پرورش یافته برای غذا؛ روغن‌های خوراکی حیوانی یا گیاهی (جمع چربی)؛ مواد موجود در موجودات زنده که انرژی را ذخیره می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

healthy fats

چربی‌های سالم

trans fats

چربی‌های ترانس

saturated fats

چربی‌های اشباع‌شده

unsaturated fats

چربی‌های غیراشباع‌شده

bad fats

چربی‌های بد

good fats

چربی‌های خوب

omega fats

چربی‌های امگا

fats intake

مصرف چربی

fats content

مقدار چربی

fats sources

منابع چربی

جملات نمونه

fats are essential for energy production in the body.

چربی‌ها برای تولید انرژی در بدن ضروری هستند.

not all fats are bad; some are necessary for good health.

همه چربی‌ها بد نیستند؛ برخی برای سلامتی خوب ضروری هستند.

trans fats can increase the risk of heart disease.

چربی‌های ترانس می‌توانند خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را افزایش دهند.

healthy fats can be found in foods like avocados and nuts.

چربی‌های سالم را می‌توان در غذاهایی مانند آووکادو و آجیل یافت.

reducing saturated fats in your diet can improve cholesterol levels.

کاهش چربی‌های اشباع شده در رژیم غذایی شما می‌تواند سطح کلسترول را بهبود بخشد.

many diets emphasize the importance of healthy fats.

رژیم‌های غذایی زیادی بر اهمیت چربی‌های سالم تاکید دارند.

fats should be consumed in moderation for a balanced diet.

چربی‌ها باید به میزان اعتدال برای یک رژیم غذایی متعادل مصرف شوند.

omega-3 fatty acids are a type of healthy fat.

اسیدهای چرب امگا 3 نوعی چربی سالم هستند.

cooking with olive oil can add healthy fats to your meals.

پخت و پز با روغن زیتون می‌تواند چربی‌های سالم را به وعده‌های غذایی شما اضافه کند.

labeling on food products often highlights the types of fats included.

برچسب‌گذاری روی محصولات غذایی اغلب به انواع چربی‌های موجود اشاره می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید