grease

[ایالات متحده]/ɡriːs/
[بریتانیا]/ɡriːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چربی یا روغن حیوانی، روان کننده
vt. چرب کردن، با چربی روان سازی کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریgreasing
شکل سوم شخص مفردgreases
جمعgreases
زمان گذشتهgreased
قسمت سوم فعلgreased

عبارات و ترکیب‌ها

grease stain

لکه‌ی چربی

cooking grease

چربی پخت و پز

grease trap

تله چربی

lubricating grease

چربی روان‌کننده

grease the wheels

چرب کردن چرخ‌ها

oil and grease

روغن و چربی

grease lubrication

روان‌کاری با چربی

lithium grease

چربی لیتیومی

elbow grease

تلاش زیاد

grease gun

تفنگ چربی‌زنی

silicone grease

چربی سیلیکونی

high temperature grease

چربی با دمای بالا

grease spots

لکه‌های چربی

جملات نمونه

scour grease from a pan.

خارج کردن چربی از تابه

wash grease out of overalls.

چربی را از لباس کار بشویید.

greased the pie pan.

تابه پای را چرب کرد.

grease a 450 g loaf tin.

سینی نان 450 گرمی را چرب کنید.

Oil and grease will rot the rubber of the tyre.

روغن و چربی باعث پوسیدگی لاستیک تایر خواهد شد.

soaked out the grease spots.

لکه های چربی را خارج کرد.

blanketed the grease fire with sand.

آتش چربی را با شن پوشاندند.

Don't grease the affected part.

قسمت آسیب‌دیده را چرب نکنید.

You have a grease spot on your shirt.

شما یک لکه چربی روی پیراهن خود دارید.

accepted some grease to fix the outcome of the race.

برای تغییر نتیجه مسابقه، مقداری چربی پذیرفت.

he spatters grease all over the cooker.

او چربی را روی اجاق پخش می کند.

Grease well nine 2-inch tartlet tins.

به خوبی نه عدد سینی تارتلت 2 اینچی را چرب کنید.

Hot grease spattered in all directions.

چربی داغ به همه جهات پاشیده شد.

You put grease on a wheel to make it turn more easily.

شما چربی روی چرخ می گذارید تا راحت تر بچرخد.

He wiped away the grease from the windshield of the car.

او چربی را از شیشه جلو ماشین پاک کرد.

A lot of grease comes out of a duck when it is being cooked.

مقدار زیادی چربی از اردک خارج می شود وقتی در حال پخت است.

nothing would shift it however much elbow grease we used.

هیچ چیز آن را جابجا نمی کرد، مهم نیست چقدر تلاش کردیم.

نمونه‌های واقعی

Use hot water to wash off the grease.

برای شستشوی چربی از آب داغ استفاده کنید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

This mixture removes all grease, stains, and colouring matters.

این مخلوط تمام چربی، لکه ها و مواد رنگی را از بین می برد.

منبع: British Students' Science Reader

The axle sleeve is then greased, and the new tire is slid smoothly on.

سleeve محور سپس چرب می شود و لاستیک جدید به آرامی روی آن کشیده می شود.

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

This time, use a little elbow grease. -How are they doing?

این بار از کمی تلاش و پشتکار استفاده کنید. - حالشان چطور است؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Number one, you didn't pour that grease down the drain.

اولاً، شما آن چربی را داخل فاضلاب نریختید.

منبع: Connection Magazine

Here they use grease, in England for example they use grease.

اینجا از چربی استفاده می کنند، به عنوان مثال در انگلستان از چربی استفاده می کنند.

منبع: JSM Talks-3

The grease from pork can be used for frying.

چربی گوشت خوک را می توان برای سرخ کردن استفاده کرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

This is the right grease. Have at it.

این چربی مناسب است. دست به کار شوید.

منبع: Young Sheldon Season 4

160. After a decrease, the price of the grease increases increasingly.

۱۶۰. پس از کاهش، قیمت چربی به طور فزاینده ای افزایش می یابد.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

While some fight bacteria, others are using it to eat away grease and dirt.

در حالی که برخی با باکتری ها می جنگند، برخی دیگر از آن برای از بین بردن چربی و کثیفی استفاده می کنند.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading October 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید