favoritism

[ایالات متحده]/ˈfeɪvərɪtɪzəm/
[بریتانیا]/ˈfeɪvərɪtɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دادن به درمان ناعادلانه و ترجیحی به یک فرد یا گروه به هزینه دیگری؛ حالت مورد علاقه یا ترجیح داده شدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

favoritism issue

مشکل جانب‌داری

favoritism policy

سیاست جانب‌داری

favoritism practice

رفتار جانب‌دارانه

favoritism claim

ادعای جانب‌داری

favoritism charge

اتهام جانب‌داری

favoritism behavior

رفتار جانب‌دارانه

favoritism trend

روند جانب‌داری

favoritism allegation

اتهام جانب‌داری

favoritism culture

فرهنگ جانب‌داری

favoritism effect

اثر جانب‌داری

جملات نمونه

favoritism can lead to resentment among team members.

تبعیض می‌تواند منجر به نارضایتی در بین اعضای تیم شود.

the manager was accused of favoritism in promotions.

مدیر به اعمال تبعیض در ارتقاها متهم شد.

favoritism in the classroom can affect students' motivation.

تبعیض در کلاس درس می‌تواند بر انگیزه دانش‌آموزان تأثیر بگذارد.

many employees are unhappy with the favoritism shown by the boss.

بسیاری از کارمندان از تبعیضی که رئیس نشان می‌دهد ناراضی هستند.

favoritism often creates an unhealthy work environment.

تبعیض اغلب یک محیط کار ناسالم ایجاد می‌کند.

she denied any favoritism in her hiring practices.

او هرگونه تبعیض در روش‌های استخدام خود را انکار کرد.

favoritism can undermine the principles of fairness.

تبعیض می‌تواند اصول انصاف را تضعیف کند.

they implemented policies to reduce favoritism in decision-making.

آنها سیاست‌هایی را برای کاهش تبعیض در تصمیم‌گیری اجرا کردند.

favoritism can damage relationships within a group.

تبعیض می‌تواند روابط درون یک گروه را تخریب کند.

it’s important to address favoritism to maintain team cohesion.

برای حفظ انسجام تیم مهم است که به تبعیض رسیدگی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید