nepotism

[ایالات متحده]/'nepətɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'nɛpə'tɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جانب‌داری نشان داده شده به بستگان، به‌ویژه در انتصاب به موقعیت‌های مطلوب
Word Forms
جمعnepotisms

جملات نمونه

He has an incurable and widespread nepotism.

او مبتلا به خویشاودوری درمان‌ناپذیر و گسترده است.

Nepotism is common in many industries.

تبعیض خویشاودوستی در بسیاری از صنایع رایج است.

The company's hiring practices were criticized for nepotism.

روش های استخدام شرکت به دلیل خویشاودوستی مورد انتقاد قرار گرفت.

Nepotism can lead to unfair advantages for certain individuals.

خویشاودوستی می تواند منجر به مزایای ناعادلانه برای افراد خاصی شود.

Many people believe that nepotism is detrimental to a fair workplace.

بسیاری از مردم معتقدند که خویشاودوستی برای یک محیط کار منصفانه مضر است.

The politician was accused of nepotism for hiring family members.

سیاستمدار به دلیل استخدام اعضای خانواده به خویشاودوستی متهم شد.

Nepotism often results in hiring unqualified candidates.

خویشاودوستی اغلب منجر به استخدام نامزدان غیر واجد شرایط می شود.

The company's nepotism policy prohibits hiring relatives of current employees.

سیاست خویشاودوستی شرکت استخدام بستگان کارمندان فعلی را ممنوع می کند.

She got the job through nepotism, not based on her qualifications.

او از طریق خویشاودوستی استخدام شد، نه بر اساس صلاحیت های خود.

Nepotism undermines meritocracy in the workplace.

خویشاودوستی جایگاه سازمانی را در محیط کار تضعیف می کند.

The CEO's nephew was promoted despite lacking experience, showcasing nepotism.

برادرزاده مدیرعامل با وجود نداشتن تجربه، ارتقا یافت که نشان دهنده خویشاودوستی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید