fecund

[ایالات متحده]/ˈfɛk.ənd/
[بریتانیا]/ˈfɛk.ənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به تولید نسل های فراوان یا رشد جدید؛ بسیار بارور؛ از نظر فکری مولد

عبارات و ترکیب‌ها

fecund soil

خاک حاصلخیز

fecund imagination

خلاقیت بارور

fecund environment

محیط بارور

fecund mind

ذهن بارور

fecund ideas

ایده های بارور

fecund landscape

مناظر حاصلخیز

fecund growth

رشد بارور

fecund creativity

خلاقیت بارور

fecund regions

مناطق حاصلخیز

fecund species

گونه های بارور

جملات نمونه

the fecund soil produced a bountiful harvest.

خاک حاصلخیز، برداشت فراوان تولید کرد.

her fecund imagination led to many innovative ideas.

خلاقیت بارور او منجر به ایده های نوآورانه زیادی شد.

the fecund nature of the region supports diverse wildlife.

طبیعت بارور منطقه از حیات وحش متنوع پشتیبانی می کند.

he is known for his fecund writing style.

او به خاطر سبک نوشتاری بارور خود شناخته شده است.

the fecundity of the riverbanks fosters lush vegetation.

باروری حاشیه رودخانه باعث رشد پوشش گیاهی سرسبز می شود.

fecund ideas often emerge from collaborative discussions.

ایده های بارور اغلب از بحث های مشارکتی پدید می آیند.

her fecund thoughts were evident in her artwork.

افکار بارور او در آثار هنری اش آشکار بود.

the fecund landscape inspired many poets and artists.

مناظر بارور الهام بخش بسیاری از شاعران و هنرمندان بود.

they sought a fecund environment for their research.

آنها به دنبال یک محیط بارور برای تحقیقات خود بودند.

fecund relationships can lead to personal growth.

روابط بارور می تواند منجر به رشد شخصی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید