wearing fedoras
پوشیدن فیدورا
new fedoras
فیدوراهای جدید
vintage fedoras
فیدوراهای باستانی
bought fedoras
فیدورای خریده شده
stylish fedoras
فیدوراهای گوشه گو
several fedoras
چند فیدورا
selling fedoras
فیدوراهای در حال فروش
like fedoras
دوست داشتن فیدورا
has fedoras
دارد فیدورا
wore fedoras
پوشیدن فیدورا
he tipped his fedora in a gesture of respect.
او با یک حرکت احترام، گاولوی خود را کمی جهت داد.
she bought a stylish fedora at the vintage shop.
او یک گاولوی شیک را از فروشگاه چاپ دست دوم خرید.
the detective wore a classic gray fedora.
.detektیو یک گاولوی خاکی کلاسیک پوشید.
he carefully cleaned his favorite fedora.
او با دقت گاولوی مورد علاقهاش را تمیز کرد.
the fedora shielded her eyes from the sun.
گاولوی چشمان او را در برابر خورشید پناه داد.
a brown fedora completed his sophisticated look.
یک گاولوی قهوهای به ظاهر پیچیدهاش پایان داد.
she admired the intricate detail of the fedora.
او جزئیات پیچیده گاولوی را تحسین کرد.
he paired his fedora with a tailored suit.
او گاولوی خود را با یک پیلی گردنبند شده ترکیب کرد.
the fedora added a touch of vintage charm.
گاولوی یک نموداری از جذابیت چاپی اضافه کرد.
they argued over who got to wear the fedora.
آنها درباره اینکه چه کسی میتواند گاولوی را پوشید میکشیدند.
the musician's signature was a black fedora.
امضای موسیقیدان یک گاولوی سیاه بود.
she stored her fedora in a hat box.
او گاولوی خود را در یک جعبه کلاه قرار داد.
wearing fedoras
پوشیدن فیدورا
new fedoras
فیدوراهای جدید
vintage fedoras
فیدوراهای باستانی
bought fedoras
فیدورای خریده شده
stylish fedoras
فیدوراهای گوشه گو
several fedoras
چند فیدورا
selling fedoras
فیدوراهای در حال فروش
like fedoras
دوست داشتن فیدورا
has fedoras
دارد فیدورا
wore fedoras
پوشیدن فیدورا
he tipped his fedora in a gesture of respect.
او با یک حرکت احترام، گاولوی خود را کمی جهت داد.
she bought a stylish fedora at the vintage shop.
او یک گاولوی شیک را از فروشگاه چاپ دست دوم خرید.
the detective wore a classic gray fedora.
.detektیو یک گاولوی خاکی کلاسیک پوشید.
he carefully cleaned his favorite fedora.
او با دقت گاولوی مورد علاقهاش را تمیز کرد.
the fedora shielded her eyes from the sun.
گاولوی چشمان او را در برابر خورشید پناه داد.
a brown fedora completed his sophisticated look.
یک گاولوی قهوهای به ظاهر پیچیدهاش پایان داد.
she admired the intricate detail of the fedora.
او جزئیات پیچیده گاولوی را تحسین کرد.
he paired his fedora with a tailored suit.
او گاولوی خود را با یک پیلی گردنبند شده ترکیب کرد.
the fedora added a touch of vintage charm.
گاولوی یک نموداری از جذابیت چاپی اضافه کرد.
they argued over who got to wear the fedora.
آنها درباره اینکه چه کسی میتواند گاولوی را پوشید میکشیدند.
the musician's signature was a black fedora.
امضای موسیقیدان یک گاولوی سیاه بود.
she stored her fedora in a hat box.
او گاولوی خود را در یک جعبه کلاه قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید