hats

[ایالات متحده]/[hæts]/
[بریتانیا]/[hæts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع «hat»؛ مجموعه‌ای از کلاه‌ها؛ کلاهی که به عنوان بخشی از یک پوشاک سرویس داده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

wearing hats

پوشیدن کلاه

fancy hats

کلاه‌های گران‌بهای

new hats

کلاه‌های جدید

many hats

بسیاری کلاه

hats off

کلاه‌ها را بردار

stylish hats

کلاه‌های زیبایی

old hats

کلاه‌های قدیمی

bought hats

کلاه‌های خریداری شده

making hats

تولید کلاه

lost hats

کلاه‌های گم شده

جملات نمونه

she bought several colorful hats at the market.

او چند تا کلاه رنگی از بازار خریداری کرد.

he wore a stylish fedora hat to the party.

او یک کلاه فدورا شیک را به جشن رفت.

the children were playing with their hats outside.

کودکان با کلاه‌هایشان بیرون بازی می‌کردند.

my grandfather collects vintage hats from around the world.

پدربزرگ من کلاه‌های باستانی از سراسر جهان جمع می‌کند.

the store sells a wide variety of hats for all ages.

این فروشگاه انواع گسترده‌ای از کلاه‌ها را برای تمامی سنین می‌فروشند.

he carefully packed his hats in a suitcase.

او کلاه‌هایش را با دقت در یک کیف لوازم سفر پک کرد.

she designed a new line of hats for the winter season.

او یک مجموعه جدید از کلاه‌ها را برای فصل زمستان طراحی کرد.

the magician pulled rabbits out of hats.

جادوگر گوساله‌ها را از کلاه‌ها بیرون کشید.

he tried on different hats to see which one suited him best.

او چند کلاه مختلف آزمایش کرد تا ببیند کدام یک بهترین گزینه برای او است.

the sun was strong, so she put on a hat.

خورشید قوی بود، بنابراین او کلاهی زد.

they displayed their hats at the craft fair.

آنها کلاه‌هایشان را در بازارچه هنر نمایش دادند.

she knitted a warm hat for her son.

او یک کلاه گرم را برای پسرش بافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید