fertility

[ایالات متحده]/fəˈtɪləti/
[بریتانیا]/fərˈtɪləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت باروری؛ توانایی تولید نسل؛ توانایی تولید فراوان؛ غنای ایده‌ها یا تخیل.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fertility rate

نرخ باروری

infertility

ناباروری

fertility treatment

درمان باروری

fertility preservation

حفظ باروری

soil fertility

barāyi-ye khāk

جملات نمونه

declining soil fertility

کاهش حاصلخیزی خاک

she was deified by the early Romans as a fertility goddess.

او توسط رومیان باستان به عنوان الهه باروری پرستیده می‌شد.

the women are given fertility drugs to stimulate their ovaries.

به زنان داروهای باروری داده می‌شود تا تخمدان‌هایشان تحریک شود.

A green manure is a crop grown mainly to improve soil fertility.

کود سبز محصولی است که عمدتاً برای بهبود حاصلخیزی خاک کشت می‌شود.

fertility treatment can seem like a lifeline to childless couples.

درمان باروری می‌تواند برای زوج‌های بدون فرزند مانند یک راه نجات به نظر برسد.

She was unable to conceive a child naturally and was offered fertility treatment.

او قادر به باردار شدن به طور طبیعی نبود و درمان باروری به او پیشنهاد شد.

E. coli only conjugate when one of the cells possesses fertility genes.

E. coli تنها زمانی با هم ترکیب می‌شوند که یکی از سلول‌ها دارای ژن‌های باروری باشد.

The villagers took fertility symbols into the fields to ensure a good harvest.

روستاییان نمادهای باروری را به مزارع بردند تا از برداشت خوب اطمینان حاصل کنند.

ecospecies A group of related ecotypes that exchange genes without loss of fertility; roughly the same as a taxonomic species.

ecospecies گروهی از اکوتایپ‌های مرتبط هستند که بدون از دست دادن باروری ژن تبادل می‌کنند؛ تقریباً مشابه یک گونه تاکسونومیک.

The paddy soil probably had a long history of tillage, and furthermore it had formed gley horizon and illuvium, but its fertility was not high either.

احتمالاً خاک برنجی سابقه طولانی کشت داشت و علاوه بر این، افق گلی و ایلوویوم تشکیل داده بود، اما حاصلخیزی آن نیز زیاد نبود.

In the populations, the fertility, colour, number and size of male cone are controlled by multigene,and the variation of these characters appear continuous.

در جمعیت‌ها، باروری، رنگ، تعداد و اندازه مخروط نر توسط چند ژن کنترل می‌شود و تغییرات این ویژگی‌ها به صورت پیوسته ظاهر می‌شود.

Not only major gene’s effect on fertility but also minor gene’s effect should be considered when utilize WCG to overcome semisterile between subspecies.

نه تنها اثر ژن‌های اصلی بر باروری، بلکه اثر ژن‌های فرعی نیز باید در نظر گرفته شود هنگام استفاده از WCG برای غلبه بر نیم عقیم بودن بین زیرگونه‌ها.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید