fictitious

[ایالات متحده]/fɪkˈtɪʃəs/
[بریتانیا]/fɪkˈtɪʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کاذب، خیالی، ساختگی، فرضی، وانمود شده.

عبارات و ترکیب‌ها

fictitious capital

سرمایه ساختگی

fictitious force

نیروی ساختگی

جملات نمونه

Hamlet was a fictitious character.

هملت یک شخصیت خیالی بود.

greeted me with a fictitious enthusiasm.

با اشتیاق خیالی از من استقبال کرد.

They bought the materials under fictitious names.

آنها مواد را تحت نام های ساختگی خریداری کردند.

On stage, the actor adopts a fictitious persona.

در صحنه، بازیگر یک شخصیت خیالی را به خود می گیرد.

His story is wholly fictitious.

داستان او کاملاً ساختگی است.

reports of a deal were dismissed as fictitious by the Minister.

گزارش ها در مورد یک معامله به عنوان ساختگی توسط وزیر رد شدند.

She invented a fictitious boyfriend to put him off.

او یک دوست پسر ساختگی برای دور کردن او اختراع کرد.

Fictitious experimental system use virtual reality technology to emulate actual physics computer application system of experiment.It is a research focus of the teleeducation field at present.

یک سیستم آزمایشی ساختگی از فناوری واقعیت مجازی برای تقلید از سیستم کاربردی کامپیوتر فیزیک واقعی استفاده می‌کند. این در حال حاضر یک نقطه کانونی تحقیق در زمینه آموزش از راه دور است.

But, if carry prepares misgovern, fictitious economy grows generation possibly also to hypostatic economy the ruinous action with negative huge even effect, its model causes bubble economy namely.

اما، اگر حمل و نقل آماده کند، اقتصاد ساختگی نسل را به احتمال زیاد به اقتصاد هیپوتاتیک نیز تبدیل می کند، اقدام ویرانگر با اثر منفی بزرگ حتی، مدل آن باعث ایجاد اقتصاد حباب می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید