invented the wheel
چرخ را اختراع کرد
invented the internet
اینترنت را اختراع کرد
invented a game
یک بازی را اختراع کرد
invented new technology
فناوری جدید را اختراع کرد
invented a product
یک محصول را اختراع کرد
invented a method
یک روش را اختراع کرد
invented a concept
یک مفهوم را اختراع کرد
invented a solution
یک راه حل را اختراع کرد
invented a machine
یک ماشین را اختراع کرد
invented a system
یک سیستم را اختراع کرد
she invented a new way to recycle plastic.
او یک راه جدید برای بازیافت پلاستیک اختراع کرد.
the scientist invented a device to measure air quality.
دانشمند دستگاهی برای اندازه گیری کیفیت هوا اختراع کرد.
he invented a game that became a worldwide sensation.
او بازیای اختراع کرد که به یک سنسیشن جهانی تبدیل شد.
they invented a new type of battery that lasts longer.
آنها یک نوع باتری جدید که ماندگاری بیشتری دارد اختراع کردند.
she invented a recipe that uses fewer ingredients.
او یک دستور غذا که از مواد اولیه کمتری استفاده میکند اختراع کرد.
he invented a tool that simplifies woodworking.
او ابزاری اختراع کرد که کار با چوب را آسان تر می کند.
the company invented a software that improves productivity.
شرکت نرم افزاری اختراع کرد که بهره وری را بهبود می بخشد.
she invented a method for teaching children to read.
او روشی برای آموزش خواندن به کودکان اختراع کرد.
he invented a new way to cook with less oil.
او یک راه جدید برای پخت و پز با روغن کمتر اختراع کرد.
they invented a smartphone app that helps with budgeting.
آنها یک برنامه تلفن هوشمند که به برنامه ریزی کمک می کند اختراع کردند.
invented the wheel
چرخ را اختراع کرد
invented the internet
اینترنت را اختراع کرد
invented a game
یک بازی را اختراع کرد
invented new technology
فناوری جدید را اختراع کرد
invented a product
یک محصول را اختراع کرد
invented a method
یک روش را اختراع کرد
invented a concept
یک مفهوم را اختراع کرد
invented a solution
یک راه حل را اختراع کرد
invented a machine
یک ماشین را اختراع کرد
invented a system
یک سیستم را اختراع کرد
she invented a new way to recycle plastic.
او یک راه جدید برای بازیافت پلاستیک اختراع کرد.
the scientist invented a device to measure air quality.
دانشمند دستگاهی برای اندازه گیری کیفیت هوا اختراع کرد.
he invented a game that became a worldwide sensation.
او بازیای اختراع کرد که به یک سنسیشن جهانی تبدیل شد.
they invented a new type of battery that lasts longer.
آنها یک نوع باتری جدید که ماندگاری بیشتری دارد اختراع کردند.
she invented a recipe that uses fewer ingredients.
او یک دستور غذا که از مواد اولیه کمتری استفاده میکند اختراع کرد.
he invented a tool that simplifies woodworking.
او ابزاری اختراع کرد که کار با چوب را آسان تر می کند.
the company invented a software that improves productivity.
شرکت نرم افزاری اختراع کرد که بهره وری را بهبود می بخشد.
she invented a method for teaching children to read.
او روشی برای آموزش خواندن به کودکان اختراع کرد.
he invented a new way to cook with less oil.
او یک راه جدید برای پخت و پز با روغن کمتر اختراع کرد.
they invented a smartphone app that helps with budgeting.
آنها یک برنامه تلفن هوشمند که به برنامه ریزی کمک می کند اختراع کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید