fielding

[ایالات متحده]/'fi:ldiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دفاع در ورزش؛ عمل بازی کردن به عنوان فیلدر
v. محافظت کردن؛ در ورزش به عنوان فیلدر بازی کردن
Word Forms
جمعfieldings

عبارات و ترکیب‌ها

fielding position

موقعیت در زمین

outfield fielding

دفاع در بیرون زمین

infield fielding

دفاع در داخل زمین

henry fielding

هنری فیلدینگ

جملات نمونه

City were fielding a scratch squad.

تیم سیتی با ترکیب دست و پا شکسته بازی می‌کرد.

Russia was committed to fielding 800,000 men.

روسیه متعهد بود که 800000 مرد را در میدان حضور دهد.

they were banned after fielding over-age players.

آنها پس از به کارگیری بازیکنان مسن‌تر، ممنوع الفعالیت شدند.

Our team is batting this morning and will be fielding in the afternoon.

تیم ما امروز صبح در حال ضربه زدن است و در بعد از ظهر در حال دفاع خواهد بود.

Mrs Fielding’s bound to notice that chipped glass. The woman has eyes like a hawk!

خانم فیلدینگ حتماً متوجه آن شیشه ترک‌خورده خواهد شد. آن زن چشمی مانند شاهین دارد!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید