batting average
متوسط ضربه زدن
batting practice
تمرین ضربه زدن
batting stance
حالت ضربه زدن
batting gloves
دستکشهای ضربه زدن
batting helmet
کلاه ایمنی ضربه زدن
a slump in a batting average.
افت در میانگین ضربه زدن.
she paid the bill without batting an eyelid.
او قبض را بدون کوچکترین تعجب پرداخت کرد.
Northants have the batting to destroy anyone.
نورثانتز برای نابودی هر کسی توانایی دارد.
a talented batting line-up.
یک ترکیب ضربه زدن با استعداد.
She heard the news without batting an eyelid.
او این خبر را بدون کوچکترین تعجب شنید.
she turned out to have the law batting for her.
او نشان داد که قانون از او حمایت می کند.
the English batting technique has been found sadly wanting.
تکنیک ضربه زدن انگلیسی به طرز غم انگیزی ناامید کننده یافته است.
finished the season with a .500 average; a batting average of .274.
فصل را با میانگین 0.500 به پایان رساند؛ میانگین ضربه زدن 0.274.
He heard the bad news without batting an eyelid.
او خبر بد را بدون کوچکترین تعجب شنید.
Our team is batting this morning and will be fielding in the afternoon.
تیم ما امروز صبح در حال ضربه زدن است و در بعد از ظهر در حال دفاع خواهد بود.
There’s no use batting your eyelashes at me, young lady!
هیچ فایده ای ندارد که به من چشمک بزنی، خانم!
batting average
متوسط ضربه زدن
batting practice
تمرین ضربه زدن
batting stance
حالت ضربه زدن
batting gloves
دستکشهای ضربه زدن
batting helmet
کلاه ایمنی ضربه زدن
a slump in a batting average.
افت در میانگین ضربه زدن.
she paid the bill without batting an eyelid.
او قبض را بدون کوچکترین تعجب پرداخت کرد.
Northants have the batting to destroy anyone.
نورثانتز برای نابودی هر کسی توانایی دارد.
a talented batting line-up.
یک ترکیب ضربه زدن با استعداد.
She heard the news without batting an eyelid.
او این خبر را بدون کوچکترین تعجب شنید.
she turned out to have the law batting for her.
او نشان داد که قانون از او حمایت می کند.
the English batting technique has been found sadly wanting.
تکنیک ضربه زدن انگلیسی به طرز غم انگیزی ناامید کننده یافته است.
finished the season with a .500 average; a batting average of .274.
فصل را با میانگین 0.500 به پایان رساند؛ میانگین ضربه زدن 0.274.
He heard the bad news without batting an eyelid.
او خبر بد را بدون کوچکترین تعجب شنید.
Our team is batting this morning and will be fielding in the afternoon.
تیم ما امروز صبح در حال ضربه زدن است و در بعد از ظهر در حال دفاع خواهد بود.
There’s no use batting your eyelashes at me, young lady!
هیچ فایده ای ندارد که به من چشمک بزنی، خانم!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید