batting

[ایالات متحده]/'bætɪŋ/
[بریتانیا]/'bætɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه زدن به توپ با چوب; عمل ضربه زدن
v. به توپ با چوب ضربه زدن; به ضربه زدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریbatting
جمعbattings

عبارات و ترکیب‌ها

batting average

متوسط ضربه زدن

batting practice

تمرین ضربه زدن

batting stance

حالت ضربه زدن

batting gloves

دستکش‌های ضربه زدن

batting helmet

کلاه ایمنی ضربه زدن

جملات نمونه

a slump in a batting average.

افت در میانگین ضربه زدن.

she paid the bill without batting an eyelid.

او قبض را بدون کوچکترین تعجب پرداخت کرد.

Northants have the batting to destroy anyone.

نورثانتز برای نابودی هر کسی توانایی دارد.

a talented batting line-up.

یک ترکیب ضربه زدن با استعداد.

She heard the news without batting an eyelid.

او این خبر را بدون کوچکترین تعجب شنید.

she turned out to have the law batting for her.

او نشان داد که قانون از او حمایت می کند.

the English batting technique has been found sadly wanting.

تکنیک ضربه زدن انگلیسی به طرز غم انگیزی ناامید کننده یافته است.

finished the season with a .500 average; a batting average of .274.

فصل را با میانگین 0.500 به پایان رساند؛ میانگین ضربه زدن 0.274.

He heard the bad news without batting an eyelid.

او خبر بد را بدون کوچکترین تعجب شنید.

Our team is batting this morning and will be fielding in the afternoon.

تیم ما امروز صبح در حال ضربه زدن است و در بعد از ظهر در حال دفاع خواهد بود.

There’s no use batting your eyelashes at me, young lady!

هیچ فایده ای ندارد که به من چشمک بزنی، خانم!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید